کل نماهای صفحه

۱۳۸۹ دی ۹, پنجشنبه

دست خط آیت‌الله منتظری: خاتمی، مقامی بی‌ خاصیت و ثنا گو


نامه‌های من و آقای آیت الله منتظری در رابطه با آقای خاتمی

دوستان، بعد از همکاری ما با آیت الله منتظری برای چاپ کتاب خاطراتشان که برای اولین بار در خارج کشور انتشار یافت، و بعد از ارتباطات متعدد با ایشان، همانطور که مشاهده می‌کنید، من در این نامه از ایشان (آیت الله منتظری) می‌خواستم که به آقای خاتمی برای دور دوم انتخابات پیامی بفرستند، و از ایشان بخواهند که خود را کاندید نکنند، چون در ۴ سال اول ایشان نشان دادند که حتّی اگر بخواهند نمیتوانند کاری انجام بدهند، و به ایشان پیامی دادیم (آقای خاتمی) که خود را کنار بکشید و به این رژیم استبداد، بیشتر از این مشروعیت ندهید، ولی‌ ایشان که گویا در ظاهر رژیم را تهدید کرده بودند که دیگر کاندید نمی‌‌شوند، خود را کاندید کردند و به ریاست جمهوری خود ادامه دادند، و حتّی آقای آیت الله منتظری هم در این رابطه حق را به ما دادند و صریحاً ایشان را یکمقام بی‌ خاصیت و ثنا گو خطاب کردند، حال ایشان بعد از این همه ظلم و خشونت، هنوز دست از وسط بازی بر نداشته و به خون شهیدان بی‌ احترامی میکنند، و دقیقا مخالف شعار مردم که میگفتند رای خود را پس میگیرم، از انتخابات صحبت میکنند. حال خود قضاوت بکنید، دو روئی و وسط بازی تا چه حد. خدا میداند که زبان من زبان بی‌ ادبی‌ و توهین نیست، ولی‌ ایشان با کردار و رفتار خود، خود را بی‌ خاصیت کرده اند و به این کار ادامه میدهند
نامه های آیت الله منتظری یادش گرامی باد

اصل نامه ها

جواب نامهٔ اول
بسمه تعالی
پس از سلام و تحیت، اولا : این جانب با ایشان ارتباط ندارم و از پیام دادن به ایشان معذورم. بعلاوه اگر ایشان با آن استقبال مردمی که در آغاز نسبت به ایشان انجام شد و با این موقعیت فعلی که تبدیل به یک مقام بی خاصیت ثناگو شده اند، وظیفه فعلی خویش را تشخیص ندهند، پیام من قطعا اثری نخواهد داشت.
و ثانیا : حقیقت اینست که با قانون اساسی فعلی ایران که همه اهرمهای قدرت در اختیار رهبر قرارداده شده بدون این که پاسخگو باشد و مسئولیتها بر عهده رئیس جمهور قرارداده شده بدون این که اهرمهای قدرت را در اختیار داشته باشد، اگر، از باب فرض، امام زمان هم رئیس جمهور شود، قدرت هیچ کاری را
ندارد. این امر تضاد واضحی است در قانون اساسی که باید اصلاح گردد.
و ثالثا : برحسب اصل اولی، هیچ کس بر دیگری ولایت ندارد. فقط خدا که خالق ما و مالک تار و پود ما است حق حاکمیت بر ما دارد و خداوند حق حاکمیت را به خود انسانها واگذار نموده که برای اداره امور سیاسی و اجتماعی کشور، کسانی را که صلاحیت دارند، با رعایت شرائط و موازین عقلی و شرعی، انتخاب نمایند و او در برابر ملت و نمایندگان آنان مسئول است و باید پاسخگو باشد.
و تفصیل در نامه مختصر نمی گنجد. انشاء الله سالم و موفق باشید. 14/1/1380 مهر و امضاء
●توضیح ها:
1 – خط کشی زیر جمله ها محض جلب توجه خوانندگان به نکات اصلی جواب آیت الله منتظری به آقای مسعود اسماعیلو است.
2 - بنا بر این دستخط، آیت الله منتظری، در 14 فروردین 1380، تصریح می کند که «بر حسب اصل اولی، هیچ کس بر دیگری ولایت ندارد.» پس بنا بر آن اصل، هرکس بر خود ولایت دارد. اما برخورداری از این ولایت، نیازمند استقلال انسان در گرفتن تصمیم و آزادی او در انتخاب نوع تصمیم است. آیت الله منتظری در پاسخ به آقای محمد جعفری، این اصل را نیز تصدیق کرده است. نتیجه این دو تصدیق این می شود که اولا حق تصمیم و آزادی گزینش نوع تصمیم قابل سلب و نیز انتقال نیستند. و ثانیا ، بنا بر اصل دومی، ولایت با جمهور مردم است ( هم بدین خاطر که نزدیک ترین به اصل اولی است و هم بدین جهت که تصدیق اصل استقلال انسان در گرفتن تصمیم و آزادی او در گزینش نوع آنست ) و منتخب اعضای یک جامعه نمی تواند جانشین انتخاب کنندگان در گرفتن تصمیم شود. او تنها می تواند مجری تصمیم انتخاب کنندگان بگردد. و رابعا هر قانونی که آزادی انتخاب کنندگان را در انتخاب نوع تصمیم محدود کند، ناقض حق ولایت هرکس بر خویشتن
است. در نتیجه، تصدیق این حق و واقعیت، انکار ولایت فقیه می شود. و می دانیم که مرحوم منتظری ولایت مطلقه فقیه را از مصادیق شرک دانسته است.
3 – نظر منتظری در باب قانون اساسی، اظهار واقعیت است و براستی، بنا بر این قانون اساسی، رئیس جمهوری کاره ای نیست. بنظر او، قانون اساسی در جهت تفویض اختیارات به مقام مسئول و منتخب مردم می باید اصلاح شود.
4 – با وجود این، آقای خاتمی می توانست «مقامی بی خاصیت و ثناگو» نشود و دست کم نسبت به تجاوزها به حقوق مردم و حتی نمایندگان مجلس ششم سکوت نگزیند و تن به انجام آن انتخابات مفتضح که نتیجه اش مجلس مافیاها و به ریاست جمهوری رسیدن آقای احمدی نژاد شد، ندهد. و...

جواب نامهٔ اول

بسمه تعالی
پس از سلام، پیام جنابعالی پاسخ داده شد. در این موضوع بنظر می رسد حق با جنابعالی است. ولی من از پیام دادن به ایشان معذورم. اولا ارتباط ندارم و ثانیا «لا رأی لمن لایطاع»
انشاء الله موفق باشید . 16/1/1380 مهر و امضاء

●توضیح ها:
1 – آقای منتظری موافق نامزد شدن آقای خاتمی برای دور دوم، نبوده و حق را به آقای اسماعیلو داده و شرکت نکردن آقای خاتمی را در انتخابات، موجب خشک شدن ریشه استبداد دانسته است.
2 - باز با نظر آقای اسماعیلو موافق بوده است که آقای خاتمی مردم را باید انتخاب کند و نه قدرت را
اینک، در هشتمین ماه جنبش مردم ایران، یکبار دیگر، آقای خاتمی در برابر انتخاب میان مردم و قدرت قرار گرفته است. او می تواند، دست کم، از اظهار نظرهای «رهبر پسند» خودداری کند
کپی اصل نامه‌‌ها در سایت "انقلاب اسلامی" و سایت "خودنویس"، و "فیسبوک" من درج شده است


۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه

آقای خاتمی: بقول یکی از دوستان, نذاشتید کفن شهدای آزادی خشک بشه!

آقای خاتمی وسط بازی بس است، دائم رنگ عوض کردن بس است، ! وسط بازی بس است، با مردم ایران بازی نکنید، و اگر شجاعت ندارید سکوت کنید و بکشید کنار، حقی که آیت الله منتظری خوب شما را شناخته بود که میگفت : شخصیت بی خاصیت و ثنا گو - بزودی نامه آیت الله منتظری را پخش خواهم کرد

زندگی‌ را اعدام نکنید -کلیپ ۶۰ ثانیه

زندگی‌ را اعدام نکنید - موزیک: حسین علیزاده کلیپ ۶۰ ثانیه
video

۱۳۸۹ دی ۴, شنبه

آقای موسوی، حالا برای حبیب و حبیب‌ها چه می‌کنید!؟ سکوت!؟

آقای موسوی، یادمان نمی‌رود که به زندانیان سیاسی در اعتصاب، گفتید، که بشکنند، تا قدرت برنده بشود، حالا برای حبیب و حبیب‌ها چه می‌کنید!؟ آیا صدایتان را بلند خواهید کرد و یا باز عقب نشینی!؟ وقتی‌ می‌خواهید صدایتان را برای شکستن اعتصاب، بلند کنید میتوانید ولی‌ در رابطه با حبیب ما صدای از شما نمیشنویم!؟ ، میدانیم که مخالف هستید، ولی‌ کافی‌ نیست، جرات بکنید خامنه‌ای را به محاکمه بکشید. حبیب را خامنه‌ای به دار میاویزد، میدانید!؟، اوج اخلاق بشوید، و خامنه یی و این رژیم را آدم کش خطاب بکنید

حبیب الله لطیفی را اعدام نکنید

حبیب الله لطیفی را اعدام نکنید

video

۱۳۸۹ دی ۳, جمعه

تولد مسیح به تمام انسانها، مخصوصا همهٔ مسیحیان مبارک باد


تولد مسیح به تمام انسانها، مخصوصا همهٔ مسیحیان مبارک باد

زمان اجرای اعدام زندانی سیاسی حبیب الله لطیفی اعلام شد

حبیب الله لطیفی را اعدام نکنید
صفحهٔ سیاه وطنم ایران

زندگی‌ را اعدام نکنید

حبیب‏الله لطیفی در تاریخ یکم آبان ماه ۱۳۸۶ بازداشت شد. وی ۴ ماه در زندان انفرادی تحت شکنجه‌ی شدید بازجویان اطلاعات مورد بازجویی قرار گرفت. لطیفی در تاریخ ۱۰ تیرماه ۱۳۸۷ طی دادگاهی چند دقیقه ای و بدون حضور خانواده، در شعبه ی اول دادگاه انقلاب اسلامی سنندج از سوی قاضی حسن بابایی به جرم اقدام علیه امنیت ملی و نظام با استناد به آیه ۳۳ سوره مائده (قرآن کریم) و استناد به مسائل یکم، سوم و پنجم از فصل ششم (حد محارب) جلد چهارم کتاب تحریر الوسیله امام خمینی و مواد ۱۸۳، ۱۸۶، ۱۹۰، ۱۹۱ قانون مجازات اسلامی، محارب اعلام شده و به اعدام محکوم شد


۱۳۸۹ دی ۲, پنجشنبه

رفسنجانی:من یک سکولار هستم چرا باورتون نمی‌شه - کاریکاتور

رفسنجانی در بابِ نگرانی از آینده، گفته "با این شیوه غیرمدبرانه و ضد کارشناسی که کشور اداره می شود، نتیجه ای جز سقوط در طالع آن متصور نیست. مسئولان نظام به نام دین آنقدر بد عمل کرده اند که اگر گفته شود در آینده شاهد "نظام سکولار" خواهیم بود، دور از انتظار نخواهد بود

۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه

آری انقلاب می‌کنم

آری انقلاب می‌کنم

آری رقص آزادی سر میدهم؛

آری فریاد آزادی را به دنیا میرسانم؛

آری به استقلال، سرزمین کهنم ایران، خواهم رسید؛

آری به انسانها عشق میورزم؛

آری طبیعت را نمیازارم و به آن عشق میورزم؛

آری حیوانات را نمیازارم و به آنها عشق میورزم؛

آری برای آرمانهای انسانی‌، ایرانی‌ می‌مانم؛

آری لغو حکم اعدام را برای ایران و بشریت می‌خواهم؛

آری زندان‌ها را ویران خواهم کرد؛

آری دوست خواهم داشت؛

آری دوست خواهم ماند؛

آری سر تعظیم در برابر کارگران فرود می‌آورم؛

آری گرسنگی را نمیپذیرم؛

آری آشتی‌ ملی‌ را دوست دارم؛

آری عدالت اجتماعی می‌خواهم؛

آری خشونت را نمیپذیرم؛

آری این رژیم را نمیخواهم؛

آری انقلاب می‌کنم.

۱۳۸۹ آذر ۲۶, جمعه

وقتی‌ میرحسین موسوی معلم اخلاق میشود!

وقتی‌ میرحسین موسوی معلم اخلاق میشود!



وقتی‌ میرحسین موسوی معلم اخلاق میشود!
اخیرا آقای موسوی در پیامی نه خصوصی، بلکه عمومی خطاب به زندانیان سیاسی گفتند: پیام ایستادگی شما را نسیم سبز رساند، اعتصاب تان را بشکنید.
آقای موسوی حتما شما مثل تمام ایرانیان وطن دوست و ایرانی‌ دوست و انسان دوست، نگران وضعیت برخی‌ از زندانیان سیاسی هستید که در اعتصاب غذا هستند، میتوانم این را بپذیرم که در مقام یک ایرانی‌ نگران، این در خواست قلبی را از زندانیان در حال اعتصاب و در بند بکنید، اما نمیتوانم بفهمم که با این درس "اخلاقتان" چطور به خود اجازه می‌دهید برای یک زندانی در بند و مبارزهٔ آزادی خواه، حدی تعین کنید!! و چون بقول شما "پیام ایستادگی را نسیم سبز" برای شما و دیگران آورده، این اعتصاب‌های را بسنده فرض بکنید!! و از این پیام خود استفادهٔ سیاسی بکنید، آن هم در حدً افکار عمومی !آیا این درس اخلاق را در مکتب خمینی یاد گرفتیه! آیا تکلیف مبارزی که می‌خواهد از جان مایه بگذارد و شاید تا شهادت پیش برود چه می‌باشد!؟ آیا شما فکر می‌کنید که این مبارزین جان بر کفّ شوخی میکنند!!آیا شما فکر می‌کنید این اعتصابات از قبل برنامه ریزی شده است، تا اینکه نسیم سبز به شما خبر استقامت بدهد و شما رهبر "اخلاقی‌" ملت به خاطر عشق به آنها از آنها بخواهید که از اعتصاب دست بکشند!! شاید میبایست یک مسٔله را خوب بخاطر بسپارید، که جنبش آزادی خواهان در ایران خودش "اخلاق" را رهبری می‌کند، و اگر این جنببش نبود از شما هم خبری نبود. اگر راست میگوید از معلم شرف خود آقای "خمینی" دست بکشید و با یک "اعتصاب غذا" خود به جمع مبارزین به حق بپیوندید! آیا بهتر نبود که از مردم و ایرانیان مبارز بخواهید که به این اعتصاب غذا بپیوندند!؟

اندر قمارخانه گر آمدی ببازی....کارت شود حقیقت هرچند تو مجازی

مسعود اسماعیل لؤ


۱۳۸۹ آذر ۲۵, پنجشنبه

انتخابات، گذشته یی که هنوز حلقوم آینده را میفشرد - ۱۱ کاریکاتور

ده دلیلی‌ که منو وامیداشت به جنبش تحریم انتخابات بپیوندم
در این رژیم توتالیتر انتخابات و اصلاحات معنی‌ ندارد

در این رژیم توتالیتر انتخابات و اصلاحات معنی‌ ندارد

۱۳۸۹ آذر ۲۴, چهارشنبه

دومین عاشوری ایرانی‌ را ثبت می‌کنیم


دومین عاشوری ایرانی‌

ای رژیم یزیدیان، ما فردا عاشورای ایرانی‌ را برای دومین بار ثبت می‌کنیم

ما به شما نشان میدهیم، که جوانان وطن، حسین و مردانگیش، زینب و زنانگیش، را خوب بخاطر دارند، و حسین وار و زینب وار در کربلائ تهران مقابل شما یزیدیان فریاد آزادی را میغرند، افتخار بر حسینی‌ها و خفت بر شما یزیدیان باد



کاریکاتور و پوستر - مد کراوات اسلامی و مد در جمهوری اسلامی

مخترع کراوات اسلامی: نکنه با همین کراوات دارمون بزنن

مد رژیم خشونت


۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه

ویکی لیکس : دختران جوان ایرانی با یک صیغه موقت برای خوشگذرانی شیوخ عرب


دختران جوان ایرانی با یک صیغه موقت برای خوشگذرانی شیوخ عرب

برای باز خوانی انگلیسی به این سایت (ویکی لیکس) مراجعه بکنید

(S) The public reason for xxxxx trip to Tehran
was for a medical check-up. He privately told xxxxx that his trip was more for pleasure
than medical treatment and included one or more short-term
&marriages8 (i.e. with state-sanctioned prostitutes) and
other entertainment. xxxxx shared that other (unnamed)
tribal leaders had enjoyed similar privileges while guests of
the Iranian regime recently

۱۳۸۹ آذر ۲۰, شنبه

فیلمی تقدیم به منصور اسانلو، و کارگران ایرانی‌

تقدیم به منصور اسانلو، و کارگران ایرانی‌

فیلم:طلوع خواهی‌ کرد
video

همین فیلم در یوتوب - لینک زیر را کلیک کنید

بحث آزاد - ميزگرد نمايندگان ۹ سازمان سياسی اپوزيسيون در پالتاک، ۱۲ دسامبر

حقوق بشر و جايگاه آن در نگاه و مبارزه سياسی اپوزيسيون

ميزگرد پالتاکی نمايندگان:
اتحاد جمهوريخواهان ايران - فرزانه عظيمی
حزب دمکرات کردستان ايران - عبداله حجاب
حزب دمکراتيک مردم ايران - محسن حيدريان
حزب کومه‌له کردستان ايران - محمد مصری
جبهه ملی ايران ـ اروپا - کمال ارس
سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران - پرويز نويدی
سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) - بهروز خليق
کميته هماهنگی شورای موقت سوسياليست‏های چپ ايران - محمود راسخ
شورای همآهنگی جنبش جمهوريخواهان دمکرات و لائيک ايران - شيدان وثيق

روز يکشنبه ۱۲ دسامبر ۲۰۱۰ (۲۱ آذر ۱۳۸۹) ساعت ۱۸ تا ۲۳ به وقت اروپای مرکزی

اتاق پالتاکی: همآهنگی


آدرس اتاق:
Paltalk Rooms – Chat Rooms – Middle East – Iran-hamahangi


۱۳۸۹ آذر ۱۷, چهارشنبه

پوستر‌های بحث آزاد - بحث آزاد شیرین است مثل عسل



در یک بحث آزاد با ساختار و مکانیزم حقیقی، همگی پیروزند




من به عنوان یک ایرانی‌، از تمام سیاسیون داخل و مخصوصا خارج کشور می‌خواهم که به "بحث آزاد" روی بیاورند، و از آنها تقاضا دارم که با بحث‌های آزاد "دیوار ابهام" را فرو بریزند. آشتی ملی‌ واقعی، وقتی‌ میسر میشود، که شخصیت‌ها و گروه‌های مختلف به بحث آزاد تن بدهند.
 از تمام هموطنانم می‌خواهم که به این مسئله اهمیت کافی‌ بدهند، تا این ''راه کار'' هرچه زودتر بتواند  جایگزینِ "فرقه گراییِ سیاسی"بگرددد. هر ایرانی دلسوز در هر کجا که هست و با هر وسیله ارتباطاتی که می تواند، بحث آزاد را ''راه کار'' خویش بسازد. مسلما حق نزدِ یک فرد نیست، حق نزدِ همگان است

فرق مناظره سیاسی  با بحث آزاد در این است که در ''بحث آزاد'' پیروزی ازانِ همگی ست، برای یافتن حقیقت و شرکت کننده گان در راه یافتن حقیقت به یکدگر یاری رسانی میکنند، در صورتی که در یک مناظره رقابت  و کنار زدن رقیب حرف اول را میزند.

۱۳۸۹ آذر ۱۶, سه‌شنبه

یک پیشنهاد به بالاترین، کامنتهارا شماره گذاری کنید



کامنتهارا شماره گذاری کنید



یک پیشنهاد به بالاترین، کامنتهارا شماره گذاری کنید، تا وقتی‌ دوباره میخواهیم بریم سر اون کامنتها، دیونه نشیم، برای پیدا کردن آنها. این کار میتواند به بحث آزادی که در بالاترین پیش میاید کمک زیادی بکنه، اینجوری میتونیم به شمارهٔ کامنت رفرانس بزنیم و حرف خود را بهتر برای دیگران جا بندازیم. همین. و با تشکر از شما دوستان

۱۳۸۹ آذر ۱۴, یکشنبه

۱۳۸۹ آذر ۱۳, شنبه

اعدام - صفحه سیاه وطنم ایران - گرافیک


صفحه سیاه وطنم ایران

تا وقتی‌ که یک ایرانی‌! صندلی را از زیر پای ، حتی یک قاتل, میکشد و او را به دار میاویزد، و تا وقتی‌ که در وطنم، ایران، حکم اعدام لغو نمی‌شود، و تا وقتی‌ در وطنم، به کودکان، سالمندان، حیوانات، طبیعت، تجاوز میشود، ساکت نمینشینم، ایران، مولوی، حافظ میبایست سرمشق "عشق" و مهربانی و بخشندگی بشود. این را بدانیم که این رژیم فساد بزودی از ایران خواهد رفت، آن هم به دست، مردم غیور و شجاع ایران، ولی‌ ایران پر از خشونت است، و حتی در ایران آزاد هم، در اپوزیسیون می‌مانم، تا با خشونت مبارزه بکنم. زنده باد ایران عشق و محبت

۱۳۸۹ آذر ۱۰, چهارشنبه

اعدام - این ایران من نیست - This is not my Iran


این ایران من نیست
تا وقتی‌ که یک ایرانی‌! صندلی را از زیر پای ، حتی یک قاتل, میکشد و او را به دار میاویزد، و تا وقتی‌ که در وطنم، ایران، حکم اعدام لغو نمی‌شود، و تا وقتی‌ در وطنم، به کودکان، سالمندان، حیوانات، طبیعت، تجاوز میشود، ساکت نمینشینم، ایران، مولوی، حافظ میبایست سرمشق "عشق" و مهربانی و بخشندگی بشود. این را بدانیم که این رژیم فساد بزودی از ایران خواهد رفت، آن هم به دست، مردم غیور و شجاع ایران، ولی‌ ایران پر از خشونت است، و حتی در ایران آزاد هم، در اپوزیسیون می‌مانم، تا با خشونت مبارزه بکنم. زنده باد ایران عشق و محبت


۱۳۸۹ آذر ۲, سه‌شنبه

مصدق نظاره گر شانزده آذر ماست




محمد مصدق: اگر زندگی‌ توام با استقلال و آزادی نباشد، به قدر پشیزی ارزش نخواهد داشت.

چگونه ممکن است خون ایرانی در عروق کسی جاری باشد و مداخله اجنبی در امور کشور را تحمل کند هرکس که به بقاء نیروی اجنبی در خاک کشور علاقه داشته باشد و همچنین هر کس که همسایگان را تحریک کند مهدورالدم است. -------------------- اگر از طریق آزادی و دموکراسی نتوانیم کاری بکنیم از طریق اختناق و زور و قلدری برای مردم ناراضی نمی توانیم کاری انجام دهیم"(نطق های دکتر مصدق در تدارک مقدمات ملی شدن صنعت نفت در دورۀ شانزدهم مجلس شورای ملی،ج1/انتشارات مصدق/ ج1/ص52 . ---------------------- من وقتی پای مصالح مملکت به میان بیاید به خدا قسم از هیچ کس ملاحظه نمی کنم." (سیاست موازنۀ منفی در مجلس چهاردهم ج 2/ حسین کی استوان / ص148.

۱۳۸۹ آذر ۱, دوشنبه

اصطلاح "ملی‌ مذهبی‌" پر از ابهام و غیر دمکرات .





اصطلاح "ملی‌ مذهبی‌" و ابهامات مشتق از آن
این چند خط نوشته، سعی‌ در آن دارد که اصطلاح "ملی‌ مذهبی‌" را فقط به اندازهٔ "طرح یک سئوال و یک مسئله" مورد برسی‌ قرار بدهد. انگیزه این نگاه، ریشه در ابهاماتی دارد که  "جعبه اسرار آمیز" (ملی‌ مذهبی‌) ایجاد کرده، تا جای که افرادِ بسیاری با عمل کرد‌های متفاوت ، حتی اشخاصی‌ که در حیات نیستند ! در آن نقش اصلی‌ را بازی میکنند! (مصدق، بازرگان، شریعتی‌ و...)، در زمان و مکان‌های مختلف..، به طوری که زیر این اصطلاح، پر از "ابهام" و "بی‌ در و پیکر"!، سالهاست مخصوصاً، بعد از انقلاب هزار سیصد پنجاه هفت افراد و گروه بسیاری اعلام موجودیت میکنند، بدون توضیحات بسنده و قانع کننده، از هویت و مرامنامهٔ خویش، (که اصلاً چه کسانی هستند و مخرجِ مشترکشان در این اصطلاحِ سردرگمِ  '' ملّی مذهبی'' بودنشان چیست؟) آن هم برای یک جامعه استبداد زده‌ای به اسم ایران، که هنوز به فرهنگ استقلال و آزادی دست نیافته است
همانطور که به سادگی‌ مشاهده میشود، اصطلاح "ملی‌ مذهبی‌" از دو کلمهٔ " ملی‌" و "مذهبی‌" تشکیل شده، که هر کدام جداگانه، معنی‌ "مستقل" خود را دارا میباشند، اما وقتی‌ این دو کلمه در کنار هم قرار میگیرند، به غیر از ترکیب جدیدی در "فرم و تلفظ"، سعی‌ بر ترکیب جدیدی در "فرم و محتوی"، هم دارند
طبق معمول، در فضای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی‌، و هنری هر جامعه، اشخاصی‌ یا گروهی، یا حتی فردی، برای معرفی خود، "اسم"، یا "واژه" یا "اصطلاحی" را میگزینند که بیشتر هماهنگ با هویتشان باشد، در نهایت با استفاده این "فرم" جدید سعی‌ در معرفی چهارچوب فکری و اعتقاداتی میکنند، تا مرز بندی اعتقاداتی، مذهبی‌، و سیاسی،و....به خوبی و آسانی قابل تعریف ودرک جامعه بشود. قابل تذکر است که در این مورد گروه "ملی‌ مذهبی‌" فقط به یک اسم سمبلیک اکتفا نکرده، بلکه در تلاش معرفی‌ هویت خود هم می‌باشد
هر چقدر این "اصطلاح" و یا "واژه‌ها" روشنتر، و عمل کرد این گروه با "فرم و محتوی" هماهنگ تر باشند، درک جامعه از این گروه یا افراد آسانتر، مخصوصاً در مرحلهٔ "کنش و واکنش"‌های اجتماعی پیچیده ( عواملی جانبی و یا خارجی‌)، بر رسی‌ و مطالعه این "پروسهٔ" (از تئوری تا عمل)، قابل دسترسی و تجزیه و تحلیل آن برای خود جامعه آسان تر میگردد با پرداخت هزینه‌های کمتر، و یا به عبارت دیگر، قابلیت لمس جامعه با چنین "نهاد‌های سیاسی" حتی در شرایط سخت و ضروری و حساس، هر چه قدر هم پیچیده ، اما بخاطر "شفافیت" از قبل تعریف شده "هویت" این گروه، از به وجود آمدن ابهام‌های اجتماعی جلو گیری می‌کند، و دارندگان این "مرام بخاطر همین "شفافیت در معرفی‌" ، روز به روز بر اعتبار خود میفزایند
در این صورت "گروه" یا "شخص"، یا "جمع"، در مرحلهٔ اجرایئ، با عمل کرد خود به آرمانهایی که در "بینش" و "اعتقادات" و "روش" خود دارد، هر روز قابلیت و شفافیت خود را روشن تر به جامعه معرفی‌ و عرضه می‌کند و به دنبال فضای میگردد که در آن به حفظ قابلیت جذب و اعتماد سازی و رشد خود بیفزاید و ، باعث قویترکردن نیروی "انسانی‌" خود گردد و "آلترناتیو" و در نهیات "امید" خود را به جامعه‌ خود منتقل کند، و در این مرحله جامعه انتخاب خود را خواهد کرد.مسلما حرکت بسمت "پروسهٔ"  از "کیفیت" به "کمیت" هم حائز اهمیت هر نیروی فعال سیاسی اجتماعی می‌باشد، و اگر غیر از این باشد آنهائی که با "ابهام" و "تردید" سوار این "قطار" شده اند، دیر یا زود از این "قطار" مجازی، پیاده خواهند شد و، در مرحله‌ای کلیدی این گروه را تنها می‌گذارند
با در نظر گرفتن مطالب بالا، این مینیمم‌ها که تعریف شد، "شرط اولی‌" برای ابراز وجود هر گروه خواهد بود، و حال اگر به روی آن تفاهم داریم می‌خواهیم تمامی این سخنان و کاربرد آن را ، در رابطه با "گروه" یا جمع "ملی‌ مذهبی‌ ها" بر رسی‌ بکنیم و بعد از این "طرح مسئله" ببینیم که آیا واقعا این اصطلاح "ملی‌ مذهبی‌" اصطلاحی است "پر از ابهام" یا "خالی‌ از ابهام" و یا اصطلاحی "دمکرات" یا "غیر دمکرات"
معنی‌ دو کلمهٔ "ملی‌" و "مذهبی
یک - کلمهٔ "مذهب" به معنی‌: روش.....، یعنی‌ طریق و موردی که انسان در آن و بر اساس آن عمل می‌کند. در اصطلاح فیلسوفان، روش عبارت است از مجموعه عقاید و نظریات فلسفی‌، به نحوی که با یکدیگر ارتباط منطقی‌ داشته باشند و به موجب این ارتباطات منطقی‌، یک وحدت اندامی منسجم و سازگار داشته باشند. این روش اعم از نظریه است و چه بسا صاحبان روش ها، نظریات و آرا خود را بدون اینکه آنها را با شرایط واقعی‌ بطور کامل منطبق کنند، به تعدادی از اصول و مبادی باز گردانند
دو - کلمهٔ "ملی‌" که از کلمهٔ ملت گرفته شده، و ملت هم به معنی‌: مجموعه کیش و آئین، و فرهنگ مردم یک کشور و تابع یک دولت. کلمهٔ ملی‌، به معنی‌ اقتدار و توانی‌ یک ملت هم در جامعه به ثبت رسیده، بنا بر این یک فرد "ملی‌" به اقتدار ملت و کیش و آئین، و تاریخ و فرهنگ کشور خویش باور دارد، و آن را قسمتی‌ اصلی‌، و جدا ناکردنی از هویت خویش میداند
با در نظر گرفتن این تعاریف می‌پردازیم به ابهاماتی که ترکیب این دو کلمه میتواند (در جنبهٔ سیاسی اجتماعی جامعه ایرانی‌) ایجاد کند.....
اولین و مهمترین ابهام، غیر دمکراتیک بودن اصطلاح "ملی‌ مذهبی‌" در کشور ایران؛
برای روشنتر کردن این "ابهام" و دلیل "غیر دمکرات" بودن این اصطلاح، آن هم فقط بخاطر کنار هم گذاشتن این دو کلمه، "ملی‌ و مذهبی‌" از جانب یک گروه خاص! میبایست به دو گزینه مهم، توجه خاصی‌ بکنیم
الف- گزینهٔ حقوق انسانی‌ و اجتماعی، و احترام متقابل به اقلیت هاب- گزینهٔ تاریخی‌ و جغرافیایی و فرهنگی‌ مذاهب موجود در ایران
ما ناگزیریم که به تاریخ این دیار کهن نگاهی‌ عمیق بیاندازیم و با مشاهدهٔ تاریخ ملتی بزرگ که، از کورش کبیرش گرفته تا بحال، ملت ایران (نه قدرت!) ، بدون کوچکترین ابهامی، همیشه و با استمرار، خواستار احترام به مذاهب و آئین مختلف بوده، پس بنا بر همین نگاه ، اولین ایراد و ابهام را روشن میگردانیم، که چگونه این گروه "ملی‌ مذهبی‌"‌ها بدون رجوع به "آرا و عقاید" یک "ملت" و افکار عمومی !، مذهب "اسلام" را برسمیت شناخته است، یعنی‌ این گروه بدون ذکر نام یا یک پسوند اسلامی، این اطمینان مجازی را از جامعه ایران دارد که ملت ایران، ملی‌ مذهبی‌‌ها را مسلمان بشناسد و به عبارتی دیگر هیچ شکی بر اینکه نیروی ملی‌ مذهبی‌ میبایست مسلمان باشد ندارد و این "خود محور بینی‌" آشکارا سخن میگوید
پس بنا بر همین اصل،.. به رسمیت شناختن مذهب "اسلام" که فقط بخاطر "کمیت" (پیروان) از مذاهب دیگر رتبه اول را دارد !، خود یک تبعیض است و با اصل دموکراسی خوانایی ندارد! آیا یک ارمنی معتقد به مذهبش و ایران دوست، یک یهودی معتقد به مذهبش، و ایران دوست، یک زرتشتی معتقد به مذهبش، و ایران دوست، "ملی‌ مذهبی‌" نیست!؟ پس چطور یک گروه روشنفکر "مسلمان" بدون توضیحات روشن، از حق و حقوق یک ملت، بدون در نظر گرفتن، کلید اخلاقی‌، و حقوقی، اصطلاح "ملی‌ مذهبی‌" را برای خود مصادره کرده است!؟... آیا این روش با اصل دموکراسی خوانایی دارد!؟
آیا ملی‌ مذهبی‌‌های اقلیت میتوانند از این اصطلاح استفاده بکنند، در جای که گروه مسلمان "ملی‌ مذهبی‌" آنرا برای خود در جامعه جا انداخته اند ! صحبت، صحبت حق است و حقوق انسانی‌، شاید کسی‌ بگوید آنها اول این اسم را انتخاب کرده‌اند! جواب این است که در مقولهٔ "حق" تقدّم و تأخر جای ندارد، و جواب این است چه گروه مسلمان، و چه گروه اقلیت‌های مذهبی‌ دیگر، نمیتوانند فقط از این اصطلاح (ملی‌ مذهبی‌) استفاده کنند بدون پسوند دیگری که مشخصهٔ آن مذهب باشد، یا بدون توضیحات کامل و بسنده.... این "اصطلاح" با حق و حقوق، حتی یک شهروند "ملی‌ مذهبی‌" از مذهب اقلیت سازگاری ندارد.ملی‌ مذهبی‌‌های مسلمان میبایست بدانند (که در همین اسلام که خود من به آن اعتقاد دارم، حق و حقوق اقلیت محفوظ است) و به خود آیند و فکری برای این "اصطلاح" تبعیض آمیز و مبهم و بی‌ در و پیکر بکنند
دومین ابهام 
واقعاً پشت این واژه  ''ملّی مذهبی'' چه کسانی خوابیده اند،  و چهرهای حقیقی انها کجاست!؟ و ایا  همه انها بجز معدود کسانی، قابل شناسای هستند!؟ یا واقعاً یک جعبه اسرار آمیزند!؟

البته این اصطلاح ملی مذهبی، جدا از  بی‌ احترامی به اقلیت‌های مذهبی‌، برای خود ''ملّی مذهبی ها''  هم میتواند ایجاد ابهام و مشکلات درونی بکند،  (که میدانیم مشکل ایجاد کرده و در آینده هم خواهد کرد) چون دقیقا این "اصطلاح" بدون "چهارچوب و بی‌ در و پیکر" است، که مشکل دومی‌ و اساسی‌ می‌باشد، بطوری که برای مثال، در سایت "ملی‌ مذهبی‌"‌های خارج از کشور، که تأسیس آن هم پر از ابهام است و شروع بکار کرده، بدون معرفی‌ این اشخاص، و بدون حتی یک آدرس ایمیل ساده معمولی‌ و امکان ارتباط با آنها و اصلا معلوم نیست که این اشخاص چه کسانی‌ میباشند شما خود میتوانید به این سایت مراجعه بکنید، و قضاوت بکنید ! قسمت عظیمی‌ از سایت اصلا کار نمیکند! از خوانندگان خود میخواهند که به آنها یاری فکری بدهند و با آنها تماس بگیرند! اما چطور!!!خدا میداند!، گویا برای آنها کافیست که به عنوان یک سایت ملی‌ مذهبی‌ حضور داشته باشند و بس، همانطور در داخل ایران هم، میبایست از هفت خان رستم بگذری، اگر بخواهی از این نیروی "ملی‌ مذهبی‌" چیزی سر در بیاوری و بدانی و با آنها بیشتر اشنا بشوی ! مخصوصاً در این اواخر. راهیست سر در گم! قبل از رسیدن به جواب این "چیستان" "ملی‌ مذهبی‌"‌ها به هیچستان میرسی‌
در صفحهٔ اول این سایت، در بالا، عکس مصدق، علی‌ شریعتی‌، طالقانی، و بازرگان مشاهده میشود، و آنها نماد این جریان یعنی‌" ملی‌ مذهبی‌"‌ها تلقی‌ میشوند!! تا جای که انسان نمی‌داند چه بگوید. با اینکه به این شخصیت‌ها احترام میگذارد، نمی‌تواند تصور آن را بکند که با چنین ملغمه‌ای که هضم "ترکیب" آن دشوار می‌باشد، چه باید بکند (http://www.mellimazhabi.org/)
در نوشته بعدی سعی‌ بر باز گشایی بیشتر مطلب "ملی‌ مذهبی‌"‌ها خواهم کرد ، و همانطور که گفته بودم، این نوشته فقط باب مطرح کردن یک سئوال بود
e-mail: esmailloumasud@gmail.com
مسعود اسماعیل لؤ

چند سؤال از دکتر ابوالحسن بنی صدر در رابطه با "بحث آزاد" در اپوزیسیون خارج از کشور


با سلام و درود فراوان به آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر



با شما چند
سؤال را در میان میگذارم در رابطه با "بحث آزاد" و با تشکر مجدد، از محبت شما

آقای بنی صدر، تا آنجا که ذهنمان ما را یاری میکند ، شما در سال ۱۳۵۱ در خارج کشور ، اگر نگویم اولین نفر!، حداقل از پیش قدمان "بحث آزاد" در خارج از کشور بودید، و در رژیم شاه سابق، به برگزاری یک سری "بحثهای آزاد" اقدام نمودید، و در کشورهای متفاوت، نشان دادید که "بحث آزاد" در عمل بسیار مفید میباشد، حال سوال من از شما این است:
لطف بکنید در مقدمه نظر خود , در رابطه با "بحث آزاد" را توضیح دهید، که چه برداشتی از "بحث آزاد" دارید.
۱) زمان شروع به "بحث آزاد" را در سال ۱۳۵۱ مورد تائید شماست!؟ و آیا کسان دیگری هم با شما در این مورد پیشقدم بوده ا ند!
۲) آیا فکر نمیکنید که چه در خارج از کشور، و چه در داخل از کشور، دید گاه های متفاوت میبایست، به این روش روی بیاورند!؟ مثل خود شما که بعد از انقلاب در تلویزیون ایران با گروههای مختلف این کار را روش، روشنگری دانستید!؟
۳) آیا پس از گذشت ۳۰ سال در ایران، در خارج از کشور، نیاز به بحث آزاد، حس نمیشود!؟ و اگر جواب مثبت است!! چرا اپوزیسیون خارج از کشور همیشه از "بحث آزاد" فرای میباشد"!؟
۴) آیا به نظر شما، گروه اصلاح طلب که خود را در درون این نظام تعریف میکند، چه در درون کشور، و چه در خارج از کشور، به "بحث آزاد" تن میدهد!؟ و اگر جواب منفی میباشد، به نظر شما، چرا!
۵) چرا شما که این روش "بحث آزاد" را پای ریزی کردهاید، آنها و دیگران را، دعوت به "بحث آزاد" نمیکند!؟، و یا اگر دعوت کرده اید! لطفا توضیح بدهید.
۶) آیا اصلا "این روش "بحث آزاد" میتواند در این مرحله از مبارزه با استبداد دینی کار گشا باشد!؟
با تشکر
مسعود اسماعیل لؤ

آقای مسعود اسماعیلو گرامی
با سلام

1 – در پاسخ به پرسش اول شما عرض می کنم که در سال 1339 که جبهه ملی فعالیت خود را از سر گرفت، شماری از فعالات اعضای احزاب بودند و شمار دیگری عضو آنها نبودند. این پرسش که آیا می باید جبهه ملی از خود سازمانی داشته باشد و یا خیر و اداره جبهه و حوزه های آن چگونه بابد باشد؟ پرسشی از پرسش های اساسی بود. من در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی مشغول تحقیق بودم. برای تحصیل در رشته اقتصاد نیز در کنکور شرکت کرده و قبول شده و دانشجو بودم. بعنوان محقق، برآن شدم ببینم حزب ها بر سر چه امور توافق و بر سر چه اموری اختلاف نظر دارند. این تحقیق، مرا به این نتیجه رساند که ترتیب دادن جلسه های بحث آزاد میان گزیده های حزب ها و سازمانهای سیاسی، سبب اطلاع اعضای آنها از اشتراکات می شود و این اشتراکات را بیشتر می کند. بدین قرار، بحث آزاد، در سال 1339 پایه گذاری شد. در زندان نیز، این بحث را ترتیب می دادیم.
وقتی به اروپا آمدم، سازمان جبهه ملی اروپا حزب ها را منحل کرده بود. مجالی هم برای بحث آزاد نبود. دیرتر، خط کشی بر پایه «ایدئولوژی»، در کنفدراسیون و سپس در جبهه ملی و حتی در سازمانهای دانشجوئی مسلمان، انشعاب رویه شد. برای مقابله با تضاد همه با همه، بحثهای آزاد را پیشنهاد کردم. احتمال می دهم در سال 1349 این بحثها را شروع کرده باشیم. اما بدون تردید، از سال 1351 تا بازگشت به ایران، بحث های آزاد مرتب انجام می گرفتند. در بازگشت به ایران، نیز همین بحث ها را برای این که سازمانهای سیاسی، خشونت را بمثابه رابط میان خود، رها کنند، پیشنهاد کردم. به یاد می آورم که در همان روز های اول بعد از 22 بهمن 1357، آقای خمینی مرا معرفی کرد بعنوان مدافع اندیشه راهنمای انقلاب ایران معرفی کرد و از گروههای سیاسی خواست، نمایندگان فکری خود را برای شرکت در بحث آزاد، معرفی کنند. چند باری نیز این بحثها انجام شدند. چون نتیجه بحث ها با تصرف قدرت از سوی ملاتاریا و حزب جمهوری اسلامی سازگار نبود، آقای خمینی و دستیاران او مانع ادامه بحث ها شدند. طرفه این که در روزهائی که واپسین مراحل کودتای خرداد 60 انجام می گرفت، شبه بحث آزادی با شرکت آقایان کیانوری و احسان طبری و فرخ نگهدار به نمایندگی از حزب توده و فدائیان خلق اکثریت با آقایان بهشتی و مصباح یزدی و سروش، به نمایندگی از اسلامیان، ترتیب دادند.
در ترتیب دادن بحثهای آزاد، این جانب تنها نبودم. در خارج و در ایران، گروهی شرکت داشتند . ترتیب جلسه های بحث و تعیین موضوعهای بحث و اداره بحث و انتشار حاصل بحث، کاری جمعی بود.
2 – در پاسخ به پرسش دوم شما عرض می کنم که از همان روزهای اول مهاجرت از ایران، بحث آزاد را پیشنهاد کردم. اما بدان تن ندادند. پس از سرنوشتی که شورای ملی مقاومت پیدا کرد، از نو، بر آن شدیم (مجامع و گروه ها و شخصیتهائی که این بحثها را روش برخوردار شدن از دو حق، یکی حق اتحاد و دیگری حق اختلاف می دانستند. البته نقش اول را مجامع برعهده داشت) بحثهای آزاد را ترتیب دهیم . اما دوسه باری که ترتیب داده شدند، در اسم بحث آزاد بودند و در واقع نبودند. حاصل بحثی شامل اشتراک ها و اختلاف ها نیز نداشت. جلسه 23 کلن، نخستین جلسه بحث آزاد است – گرچه هنوز از بحث آزاد بمعنای درست کلمه فاصله دارد – که شرکت کنندگان در 6 مورد اساسی توافق کردند و مجلس بحث حاصلی پیدا کرد که بکار جنبش می تواند بیاید.
3 - در پاسخ به پرسش سوم شما خاطر نشان می کنم که در داخل و خارج از کشور، بحث های آزاد ضرورتی به تمام دارند. حق اینست که در خارج از کشور نیز بحث آزاد ، در حد شرکت چند تن در بحث، از طریق پالتاک، مدتها است که انجام می گیرد. با وجو این،
● سه رأس مثلث زور پرست با بحث آزاد، چه در داخل و چه در خارج از کشور مخالف هستند. زیرا زور ضد اندیشه و ضد استقلال و آزادی انسان است. شرکت در بحث آزاد، نیاز به پذیرفتن حق مخالفت و مخالف و رابطه غیر خشونت آمیز برقرار کردن با طرف بحث است. زورپرستی که هدفی جز قدرت نمی شناسد، مخالف خود را ضدی می انگارد که باید حذف شود. پس هیچگاه تن به بحث آزاد نمی دهد. وقتی هم نیاز پیدا می کند، شبه بحث آزاد را ترتیب می دهد. بحث های آزاد دوران انتخابات ریاست جمهوری و رفتار آقای احمدی نژاد در این بحث ها و نیز شبه بحثهای آزاد که بعد از قیام مردم در روز عاشورا ترتیب داده شدند، می گویند چرا زور پرستان از بحث آزاد وحشت دارند.
● گروه ها و کسانی که تا جنبش – برخی از آنها با وجود ادامه جنبش – فعالیت سیاسی را بی فایده می شمردند و «نه به ولایت فقیه و آری به ولایت جمهور مردم» را ناممکن می شمردند و هنوز می شمارند، تن به بحث آزاد نمی دهند زیرا ساخته ذهنی آنها به برفی می ماند که در برابر آفتاب حقیقت و واقعیت قرار بگیرد.
● از دورانی که در غرب ایدئولوژی ها بی اعتبار شدند، ایرانیان اندیشه گریز شدند و به اندیشه راهنما بی اعتناء شدند. چون فعالیت نیز نبود، نیازی هم به اندیشه راهنما احساس نمی کردند و بسا گمان می برند که خود را از یک مزاحم رها کرده اند. اما وقتی فعال شدند و با مشکل ها و مانع ها روبرو گشتند، متوجه شدند که بدون اندیشه راهنما، قدم از قدم نمی توان برداشت. یافتن پاسخ این پرسش که با توجه به موقعیت ایران، اندیشه راهنما می باید بیان آزادی باشد و یا بیان قدرت و اگر بیان آزادی باید باشد، ویژگی های این بیان کدامها هستند، نیاز به بحث های آزاد دارد. بتدریج که این نیاز بیشتر احساس شود، تقاضا برای بحثهای آزاد نیز افزایش می یابد. برعهده جامعه جوان است که خواستار این بحثها بگردند و اسباب آن را فراهم کنند. از جمله بدین خاطر که سانسور اندیشه ها و اطلاع ها و جلوگیری از جریان آزاد اندیشه ها و جریان آزاد اطلاع ها، از راه بحثهای آزاد گسترش می یابند.
4 – پاسخ پرسش چهارم خود را در پاسخ به پرسش سوم می یابید. با وجود این، درخور یادآوری است که بحث آزاد در باره اصلاح و انقلاب و این که آیا قابل جانشین یکدیگر شدن را دارند یا خیر؟ و بحث آزاد در باره محل عمل سیاسی (درون رژیم یا بیرون آن و درون ایران و یا بیرون رژیم اما وابسته به قدرت یا قدرتهای خاری یا بیرون رژیم و درون ایران بمعنای استقلال از رژیم و قدرتهای خارجی) و بحث آزاد در باره اندیشه راه نما و هدف ( بیان آزادی یا بیان قدرت و ولایت فقیه یا ولایت جمهور مردم ) و بحث آزاد در باره دیگر مسائل اساسی کشور، شرط شفاف شدن هدف و روش و بدست آوردن مشترکات و تعیین حوزه حق اختلاف و کثرت گرائی، است.
5 - در شکل دعوت عام، مرتب دعوت کرده ام. حتی پیشنهاد کرده ام چند تنی بطور مرتب گرد هم آیند و در باب مسائل بحث کنند و بحث ها انتشار پیدا کنند. یکبار جلسه بحثی نیز تشکیل شد و خود زحمت تحریر حاصل بحث را نیز برعهده گرفتم اما دنباله پیدا نکرد.
در موقعیت کنونی که اکثریت بزرگ شرکت کنندگان در جنبش از بند تعلقات گروهی رها هستند، این خواست از سوی آنها است که می باید ابراز شود و بسا خود آنها هستند که می باید بحث های آزاد را ترتیب بدهند. در پائیز گذشته نزد من آمدند و بحث آزاد پیشنهاد کردند. پذیرفتم اما پیشنهاد کنندگان هنوز نتوانسته اند بحث ها را ترتیب دهند. تجربه بحث آزاد کلن می گوید که این گونه بحث ها، با انواع موانع روبرو هستند. اراده آهنین می خواهد و آنها که دارند از موانع عبور می کنند و بحث های آزاد را سازمان و سامان می دهند.
6 - پاسخ به پرسش ششم شما را نیز در پاسخ ها به پرسشهای پیشین داده ام. فرصت را مغتنم می شماره برای توضیح در باره بحث آزادو ترتیب برگزار کردن آن البته به زبانی و به روشی که همگان بتوانند آن را بکار برند:
● بحث آزاد واقعیت پیدا می کند وقتی مسئله (نظر، اندیشه، مشکلی از مشکلهای سیاسی یا اقتصادی و یا اجتماعی و یا فرهنگی) معینی موضوع بحث می شود. هدف آن گذار از دانش کمتر به دانش بیشتر و یافتن اشتراک ها و اختلاف ها به ترتیبی است که انسانها بتوانند هم از حق اتحاد بر سر اشتراک ها برخوردار شوند و هم از حق اختلاف در فراوان مسائل دیگر که یا موضوع بحث نشده اند و یا بحث نتوانسته است آنها را به اشتراک برگرداند.
ادامه یافتن بحثهای آزاد ضرور است زیرا گذار از اختلاف به اشتراک نیاز به دانش بیشتر و بنا بر این، جریان آزاد اندیشه ها و دانش ها و اطلاع ها دارد.
● روشی که در بحث آزاد بکار می رود و موفقیت آن را تضمین می کند، اینست:
1 – یکی از دو طرف، موضوع بحث را توضیح و نظر خویش را اظهار می کند. طرف دیگر این نظر را نقد می کند. طرف اول نقد طرف دوم را نقد می کند. طرف دوم نقد طرف اول را نقد می کند. در پایان، اشتراک ها و اختلافها از یکدیگر بازشناخته می شوند. اشتراک موضوع تجربه و دانش و پرداخته شدن از نقص ها می شوند و اختلافها موضوع بحث های آتی.
2 – هرگاه این بحث ها در حضور جمعیتی انجام بگیرند، جمعیت می باید از رفتار جانبدارانه نسبت به این و یا آن طرف بحث خودداری کند. جمعیت از راه رساندن اطلاع و یا نظر و نقد به ناظم بحث، آن را بارور تر کنند. بدیهی است دو طرف بحث آزادند که طالب مشارکت جمعیت در بحث باشند و یا آن را مخل بحث بدانند. تصمیم آنها، از پیش می باید به اطلاع کسانی برسد که می خواهند شاهد بحث باشند.
3 – فرق مناظره با بحث آزاد اینست که بحث آزاد پیروز دارد و شکت خورده ندارد. توضیح این که شرکت کنندگان در آن، همه پیروز می شوند. زیرا هدف یافتن حقیقت و واقعیت و توافق بر سر آن، از جمله به خاطر بی نیاز شدن از خشونت در بعد های مختلف سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی است.