کل نماهای صفحه

۱۳۹۱ فروردین ۱۸, جمعه

میر حسین جون، حداقل یه کارِ ملی‌ میکردی و کتابِ ایرانی‌ معرفی‌ میکردی!

برای مشاهده بهتر روی عکس کلیک کنید

کاریکاتور: میر حسین جون، حداقل یه کارِ ملی‌ میکردی و کتابِ ایرانی‌ معرفی‌ میکردی! ما هم پولی به جیب میزدیم! کتابِ آیت الله منتظری بهتر نبود!؟

۶ نظر:

  1. مگر کتاب خاطرات آقای منتظری روی اینترنت نیست که لزومی به چاپ ان توسط ناشر باشد که حالا شما "دلنگران" این هستید که ناشر پولی به جیب بزند؟؟! کتاب خاطرات آقای منتظری را که براحتی میتوان از اینترنت دانلود کرد. البته من شک دارم که دلیل عدم توصیه کتاب خاطرات منتظری توسط موسوی، نگرانی ایشان از بابت پولدار شدن ناشرین باشد!!! بنظر میرسد که آقای موسوی "نگرانیهای" جدی تری داشته باشد.
    از ان گذشته، من تصور نمیکنم که کسی در حبس خانگی، به ان صورت که شما "تصویر کرده اید" در غل و زنجیر باشد. تصویر شما بیشتر نمایانگر زندانیان بی پناه و "غیر خودی" است، در تمامی دوران جمهوری اسلامی و از جمله زندانیان "دوران طلایی !!! امام".

    پاسخحذف
  2. دوستِ گرامی‌، این یک کاریکاتور است و آن را میبایست از هر بعدی که بیننده می‌خواهد نگاه کرد، در رابطه با کتابِ خاطراتِ منتظری دقیقا نگاهِ من این بود که آقایِ موسوی به یاد بیاورند که دورانِ طلایِ امام! آیت‌الله منتظری منتظر شدند که ما در خارج از کشور کتابِ خاطراتِ ایشان را چاپ کنیم، و دقیقا تنه همینجاست....یعنی‌ آن دورهٔ طلایی سانسور کامل بود! در رابطه با دستبند و پا بند دقیقا خواستم نشان بدهم که ایشان لبخند به لب هستند و مثلِ زندانیانِ سیاسی در بند نیستند! کارِ طنز همین است دوستِ گرامی‌، تشکر از توضیحتان

    پاسخحذف
  3. آقای اسماعیل لو
    ممنون از توضیحاتتان. همانطور که میدانید اینروزها طرفداران موسوی با زدن لینک از دانلود کتاب مورد توصیه آقای موسوی، دوباره دارند بطور غیر مستقیم برای ایشان و دوران طلایی !!! امامشان تبلیغ میکنند. متاسفانه پیام کاریکاتور و نوشته شما انقدر گنگ و متناقض بود که آنرا میشد به هر صورت تعبیر کرد. با توجه به تاکید شما بر دست و پا بستگی آقای موسوی در اینزمان، که طرفداران موسوی برای القا مظلومیت ایشان به خواننده به ان استناد میکنند، به نظر من رسید که شما به نحوی دارید مساله جنایات سال ۶۷ را لوث میکنید و اینکار را هم با توسل به غل و زنجیر، به عنوان نماد مظلومیت، و هم با توسل به استعاره پولدار شدن ناشرین از چاپ خاطرات منتظری میکنید که نوعی طعنه است به کسانی که خواندن خاطرات منتظری را در مقابل کتاب مورد توصیه نخست وزیر خمینی، به آقای موسوی پیشنهاد میکنند.
    بسیار متشکرم که با توضیحاتتان مطلب را روشن کردید.

    پاسخحذف
  4. دوستِ گرامی‌ من خاوران را باغِ ایران خوانده‌ام و ممکن نیست که حقانیتِ آن را فراموش کنم، در ایرانی‌ آزاد با یک دادخواست میبایست تمامِ مسئولین این جنایتِ بشری جوابگو باشند، اگر در وب لاگِ من به عقب بروید در بارهِٔ دورانِ طلای هم خواهید نگریست که موسوی را یکی‌ از مسئولین آن می‌دانم بدونِ تعارفاتِ سیاسی و ایشان باید جوابگو باشد. اما اگر ایشان واقعا بخواهد جلوی این نظام بایستد خوشحال خواهم شد، بنا‌ بر اصلِ حقوق بشر خواهان آزادیِ ایشان هم هستم، اما این به جنایاتِ ۶۷ ربطی ندارد، از هر زندانی میبایست حمایت کرد، فرقِ ما با این رژیم این است، که حقوقِ انسانی‌ حرفِ اول را برای ما میزند. در ضمن از نظرِ من خاوران زیباترین باغِ ایران است که با خونِ جوانانِ وطن آبیاری شده است و در آزادی، پیشنهادی داده‌ام که بتوان آن را به باغِ بزرگی‌ تبدیل کرد تا در این باغ از عشق و زندگی‌ یاد شود. سپاسگزارم

    پاسخحذف
  5. آقای اسماعیل لو
    از توضیحاتتان متشکرم و خوشحالم که میبینم که هر دو در مورد فجایع دوران طلایی !!! امام و از جمله فاجعه خاوران و مسببینش از صدر تا ذیل هم نظر هستیم. فرموده اید که "اگر" آقای موسوی در مقابل رژیم بایستد از مبارزه ایشان پشتیبانی میکنید. البته حتما متوجه هستید که چنین چیزی هنوز اتفاق نیفتاده. تا اینجا ایشان کاری جز محکم کردن میخ جمهوری اسلامی انجام نداده است. ایشان حاضر بود که در چهارچوب نظام ولایت فقیه، دستبوس خامنه ای باشد که البته "آقا" دستبوس دیگری را "طلب" نمودند!
    حبس ایشان هم ربطی به مبارزات دموکراتیک مردم ندارد، بلکه تنها و تنها در چهارچوب جنگ قدرت مافیاهای رژیم قابل تفسیر و توضیح است. البته حق هم دارند. با سقوط این رژیم، ایشان هم درست مثل خامنه ای و دیگر سران رژیم و در کنار آنها، به عنوان یکی از مسولین این رژیم، باید پاسخگوی جنایاتشان باشند.
    اما اشتباهی که در کاریکاتور شما وجود دارد، کشیدن ایشان با غل و زنجیر بر دست و پاست. چنین تصویر و تصوری اصلا درست نیست. ایشان درست مثل آقای کروبی، یار غار خمینی، در حبس خانگی بسر میبرند و هیچ زنجیری هم بر دست و پایشان نیست. هر چه باشد ایشان از خودیهای کشیده خورده و شاخ شکسته نظام هستند و صد در صد هرگز از سوی نظام، شاهد همان رفتاری نخواهند بود که امثال سهراب و ندا و ترانه موسوی و غیره شاهد بودند. هر چه باشد، خاوران و دیزل اباد و هزاران هزار شکنجه گاه دیگر، مال غیر خودیهاست.

    پاسخحذف
  6. جناب ناشناس
    اتفاقا یکی از ویژگی اثر هنری ماندگار, تاویل پذیر بودن و به فکر و خلاقیت واداشتن مخاطب هستش که این کارتون این ویژگی رو به همراه داره. بهتون پیشنهاد میکنم نظریاتی مثل مرگ مولف و تفسیر و تاویل متن(هرمنوتیک)رو بخونید. این انتقاد شما نشانه این هست که دوست دارید همه کاملا مثل شما فکر کنند و حرف بزنند و هر کس غیر از این باشه یا مزدور و عامل حکومت هست یا نادان و فریب خورده. این تفکر وقتی با شخص, گروه یا جامعه ای همراه باشه در عرصه هنر, اقتصاد, سیاست و ... همونی رو بوجود میاره که زمان استالین بوجود اومد یا الان باهش مواجهیم. اگر کمی تاریخ معاصر خونده باشیم میبینیم عوامل حکومت شاه, بخشی از توده ای ها و بعضی از گروه های سیاسی برای ضربه زذن به دکتر مصدق و جنبش آزادی خواهی ملت ایران همین حرفها رو میزدن. حرفهایی مثل مصدق السلطنه, نخست وزیر و در ساختار حکومت بودن, بوسیدن دست شاه و هزاران حرف نا امید کننده و تفرقه آمیز دیگه که در کنار عوامل دیگه دلیلی شدن برای دلسردی و خونه نشینی مردم و زمینه ساز کودتای خونین 28 مرداد و زندانی کردن پیر راه آزادی و استقلال ایران در خانه اش در احمد آباد و به بند کشیدن مبارزان و آزادی خواهان. تازه احتمالا بعد از اون هم باز میگفتن چرا مصدق در خونش زندانی شده؟
    در پایان من هم به اندازه شما از اتفاقات دهه 60 ناراحت و خشمگینم و امیدوارم روزی خاوران به زیباترین گلستان جهان تبدیل شه ولی ازتون میپرسم چگونه؟

    پاسخحذف