کل نماهای صفحه

۱۳۹۳ خرداد ۵, دوشنبه

چراییِ انتخابِ واژهِ ''پایدار'' به عنوان یک صفت تفکیکی و جدا کننده خوب از بد در علوم انسانی، اجتماعی، فیزیکی و تعاریفِ این واژه



چراییِ انتخابِ واژهِ  پایدار  و تعاریفِ این واژه، به زبان  لاتین  و زبانِ  فارسی 

ورودِ  آهسته آهسته ولی پر رنگ ، و  استفادهِ مجدد، اما متفاوت  از واژهِ ''پایدار'' در ادبیاتِ (جهانی و همینطور) فارسی، مخصوصا در محافلِ ''علمی'' و ''اجتماعی  و سیاسی، (و استفاده از این واژه آنهم با نگاهی ریشه ایی  (etymological method)   به تعریف  (meaning)   و تفسیری نو  (new interpretation)  برای عصر نو  new age ) ، ریشه در ''چراییِ''  تخریبِ  تدریجیِ  کیفیتِ حیات و اخلاقِ بشری  (در حوزهِ  ''کیفیت'' ها و ''کمیت'' های رفتاریِ انسانی و محیط زیستی) دارد، که واقعاً  ''برای چه و چرا''، بشر بجای انتخابِ گزینهِ ''همگراییِ ((convergence مثبتِ انسانی و محیط زیستی''  گریبانگیر و دچارِ یک نوع مرضِ ''واگراییِ  (Divergence) منفیِ غیرِ انسانی و تخریب زیستی '' گردیده است.

 ما انسانها هم اکنون به عنوان سرنشینانِ اصلیِ این عصرِ حاضر، سوار بر یک قطارِ سریع السیر، غیرِ قابلِ تصور و بی سابقهِ دنیای ارتباطاتیِ مخصوصاً الکترونیکی شده ایم (که هر روز به سرعتش افزوده میشود) و  با هم به آسانی و مستقیم ارتباط برقرار میکنیم و در این سفرِ با سرعتِ بالا و سریع السیرِ ارتباطاتی، به قسمتِ مهمی از حقایق (که پشتِ درهای بسته اتفاق می افتاده و یا سانسورِ قدرتهای سیاسی مالی بوده، مثلاً افشاگریِ بردلی منینگ، سربازِ امریکایی  که به ارائه اطلاعات محرمانه ارتش آمریکا به سایت افشاگر ویکی‌لیکس دست زد و.....) دست میابیم که  تصورِ رسیدنِ به این حقایق تا چند سالِ پیش حتی تصورش هم برای ما غیر ممکن مینمود.

 در این سفر هیجان انگیز، از طرفی  کنجکاویِ تک تکِ ما انسانها (human curiosity)  و نیروی انسانی ما (human resources) و از طرفی دگر آرزوی دست یابی انسان به یک زندگیِ سالم ( health of  human life)، ما را  به یک ایستگاهِ  پر اهمیتِ ''اندیشه کردن'' رسانیده که میبایست یک ''توقفِ الزامی'' بکنیم و قبل از ادامه دادن به حرکت، آگاهانه از خود سئوال کنیم که بشرِ امروزی در لباسِ قدرتهای جهانی چه بلای بر سرِ خودش و زمین و حیوانها آورده!؟. 
 مخصوصا بعد از این دو دههِ اخیر، با دسترسی  به این اطلاعات و حقایق ، ''پنجره نو '' و جدیدی در برابرِ چشمِ بشریت باز گردیده که دگر قابلِ بسته شدن و سانسور و کنترل نیست و نخواهد بود.
 بی شک این مجموعه اطلاعات و آگاهی ها و شناختنِ مسببین این ناهنجاری ها و دست رسی به سرچشمه و منابعِ آلودگی ها (که بدلایلِ زیادی و مشخصی، از چشم بسیاری از انسانها پنهان بوده) تبدیل به یک پرونده قطور ( و یک کارنامهِ انسانِ عصرِ حاضر) گردیده و روی میزِ کارِ ''وجدانِ عمومیِ جهانیِ''  و  هر انسانی ها قرار گرفته، تا همین انسانِ امروزی  که خود باعث و بانیِ وضعیتِ کنونیست، با اساسیترین و خطرناکترین معضلِ اجتماعی، محیط زیستی و اخلاقی و انسانی، دست و پنجه نرم کند، و به ناچار و برای ادامهِ حیاتِ خود و محیط زیست،  راهکار هایی علمی و عملی ارائه دهد، یا حداقل طرحِ این مسئله اساسی را بکند.

اما در این دو دهِ اخیر یک فایدهِ ارزندهِ این ارتباطات مستقیم بین انسانها توانسته است، تا حدودی، ''وجدانِ عمومی انسانها'' را بیدار و هشیار کند و یک دورنمای زیبا و افقِ امیدِ ''خردِ جمعی انسانی'' را برای بشریت به ارمغان بیاورد. حال سئوالِ اصلی اینجاست که  آیا چگونه و با چه وسیله ایی میتوانیم به این افقِ امید دست یابی پیدا کنیم و ان را در  بازارِ اندیشه های عملیِ به قیمتِ ''خردِ و اندیشهِ انسانِ مسئول'' به فروش بگذاریم!؟
پس حالا، به ناچار و با تاخیر،( اما با امید به فردا) برای بدست آوردنِ جوابی به این سئوالِ اساسی، آنهم با و روشهای عملی و عملی،  برای بیرون آمدن از این نابسامانی های پرداختهِ دستِ خودِ انسانِ غافل، میبایست از تمامِ اندوخته های تجربی و علمیِ بشری در تمامِ‌  حوزه ها ( حقوقی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، محیط زیستی، بیولوژیکی و فیزیکی… و ..) استفاده بکنیم، اما این بار با نقد علمی اخلاقی و از طریقِ ''بازنگریِ نقدی'' ( critical observation) و ''بازخوانی ''نقادانه ( critical rereading ) و تعاریف ریشه ایی ( radical meaning) و ''بازشناسی''  (recognition) سره از ناسره، در تمامِ این حوزه ها، برای یک بررسی واقعیِ پایدارِ نهایی و برای رسیدنِ به روشِ آسیب شناسی های(recognizing the social pathologies)  اجتماعی و شناختِ دلایلِ عدمِ موفقیتِ انسانها، به وسیلهِ یک روشِ   ''انتقادیِ مکانیزه شده''  و در نهایت ارائه راه کار ها (practical resolutions) عملی تا در نهایت، این راهِ حل ها و راه کارها، با شفافیت (total transparency) تمام به بشریت ارائه بگردند.

البته نقطهِ شروع این ''بازنگری نقادانه'' در حوزه های مختلفِ علمی و بینشی و همچنین ''بازخوانی های نقادانه'' در حوزه های مختلفِ علومِ اجتماعی و سیاسی ، مخصوصاً بیشتر در جوامع غربی (که زورتر به آزادی های اجتماعی دست یابی پیدا کرده بودند)، به گذشته های نسبتاً دور هم میرسد و خوشبختانه این اعتراضات در فرم و شکلهای مختلف، در دورانهای مختلف از طرفِ معدود کسانی با ضریبِ مسئولیتِ بالای علمی و اخلاقی صورت میگرفته، (که جزء روشنفکران،  محققینِ و دانشگاها و انیستیتو های تکنولوژی و علمی و فرهنگی و اجتماعی بوده اند) اما بخاطر ناتوانی در ارتباطاتِ مستقیم با انسانها و وجدانِ عمومیِ جوامعِ انسانی، یا معمولاً این اعتراضات در سکوت می ماندند و یا از طرف قدرت های حاکمِ تمامیت خواه ساکت میشدند و یا حتی از بین میرفتند، که این موضوعِ غم انگیز را میتوان به عنوان یک موضوعِ بحثِ جداگانهایی باز کرد و آن را بررسی کرد.

این بازخوانی های از طریق و از بسترِ واژه کلیدیِ''Sustainability''  به زبان انگلیسی، که ریشه در زبانِ لاتین دارد (*)، انجام میگرفته و میگیرد. باز خوانیِ انتقادی( critical rereading ) و بازنگریهای انتقادی ( critical observation) و ''بازشناسی''  (recognition) بیشتر  با تکیه به واژه ''Sustainability'' (پایدار)سعی بر پاکسازی و آزاد کردنِ روندِ حقیقیِ علوم از یک سری عناصرِ الحاقی و زائده ایی که با جوهرِ   علومی همخوانی نداشته (و متاسفانه مورد سوء استفادهِ سیاست های حاکم تمامیت خواه و قدرتهای مالی غالبًِ مافیایی در جامعه قرار میگرفته و میگیرد) میکند. این اصطلاح و یا واژه عملاً تبدلیل به یک ''صفتِ تفکیکیِ '' گردیده که  گاه به عنوانِ ''پسوند'' و گاه به عنوانِ ''پیشوند''به همراهِ واژه های علمی، فرهنگی،اجتماعی، سیاسی،هنری، و.. میاید.
 در حالِ حاضر استفاده از این واژه ''Sustainability'' (پایداربرای آن است  که حوزه های علمی، فرهنگی،اجتماعی، سیاسی، هنری،  که میخواهند در خدمتِ انسان و محیطِ زیست و حیوانات باشند، بتوانند از سوء استفادهِ  قدرتهای سیاسی، مالی،  غیرِ اخلاقی که در تخریبِ انسان و اخلاقِ انسانی و محیط زیستی سهیم هستند، محصون بمانند.
البته در همین غرب، هنوز حرکتی  آنچنان ریشه ایی (radical) انجام نپذیرفته است و فقط میتوان گفت که در رابطه با طرحِ مسائلِ تخریبهای اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، محیط زیستی، تا کنون در مرحله تئوری (و خیلی کم عملی) پیشرفتهایی انجام گرفته است. 

حال در ایران ما در این دهه اخیر، با ( وجودِ یک دیکتاتوریِ تمام عیار) این باز خوانی ها و بازنگریها در زبانِ فارسی از طریقِ کلید واژهِ ''پایدار''، به کندی انجام میگیرد. همانطور که قبلاً گفته شد این ''صفتِ تفکیکی'' (پایدار در جهتِ بهینه سازی و بازسازیِ تئوری و عملی، مورد توجهِ حوزه های علمی، اجتماعی، سیاسی، محیط زیستی (چه عینی و چه غیر عینی) قرار گرفته و در مراحلِ اولی این ''بازنگری ها''، ''بازشناسی ها''و ''بازخوانی ها'' حضور کم رنگی در ادبیات نو فارسی، جامعه و حوزه های مختلف پیدا کرده است انهم بخاطرِ اینکه نسلِ جوان ایرانی نمیخواهد در این زمینه از غرب عقب بماند، و به همین دلیل و به همت نسلِ جوان و اطلاع رسانی اینترنتی و تعدادِ بسیار معدودی مقاله و ترجمه در دانشگاه ها، این واژه در حال جا باز کردن میباشد که احتیاج به فرهنگ سازیِ بیشتری دارد(❊).
اگر بخواهیم به طورِ خلاصه تعریفی از انچه نوشته شد بیاوریم میتوانیم بگویم که:

واژه ''پایدار'' (Sustainability ) بطور وسیع و گسترده و آن هم به توصیفِ نیازِ  جهانِ کنونی به مفهوم طرح و ارائه ''راه حل '' عملی (در حوزه علمِ فیزیک و اَخلاق) در مقابل الگوهایی کلیشه ایی و سنتی، در حوزه های رفتاری، اجتماعی، مدنی، سیاسی و اقتصادی و محیط زیستی، تکنولوژی میباشد آنهم به دلیلِ رواجِ چشمگیرِ بی عدالتیها و پایین آمدن و اُفتِ چشمگیر کیفیتِ زندگی و تخریبِ محیط زیست و تخریب اخلاق و آلودگی فضای انسانی در حوزه های مختلف.

تعریف واژه ''پایدار''، به زبانِ لاتین و زبان فارسی

مبدا و منشاء مفهوم پايداري و به زبان غربیش واژه لاتین سُستِنِرِ (SOSTENERE) از دو سیلاب ''سوب''(SUB) معنی ''زیر'' و ''تِنِرِ'' (TENERE) به معنی ''نگهداشتن'' که در نهایت به معنی ''زیر نگهدار'' (پایهِ اصلی) میباشد و در فرهنگ لغت "لاتین'' به معنی آمده: ''یک کنش مثبت در حوزه فیزیکی و اخلاقی'' را ''سُستِنِرِ '' میگویند، که واژه انگلیسی مشتق از آن همان واژه معرف کلیدی (Sustainability) میباشد .فعل “Sustain” از سال 1920 ميلادي در زبان انگليسي بكار گرفته شده. 

معنیِ ''پایدار'' در زبانِ فارسی

پایدار

-------------------------------------------------
در فارسي كلمات پايا به معني ثابت، باقي و پاينده، پا بر جا به معني استواري، 
ثابت ، پايدار به معني ثبات، دائم، باقي، استوار، پايدار، پابرجا، جاويدان، 
بادوام، مدام، برقرار، پايداري به معني مقاومت، قالب، استقامت، و ماندگار به معني 
پايدار، بادوام، ماندني (مقابل رفتني) به كار رفته است كه از همه متداولتر كلمه 
پايدار و پايداري است. (دهخدا ،ص ا، 47).

(❊)مسعود اسماعیلو: چون در حال حاضر واژه ''پایدار'' در زبان فارسی در حال فرهنگ سازی میباشد و چون هنوز در مرحله آغاز است، و همچنین با مطالعه (اتیمولوژی) ریشه ایی واژه ''پایدار'' و مقایسه آن با واژه ''ماندگار'' میتوان نگاه بیشتری در معانی جوهری انها انداخت، و از طرفی چون واژه ''مانگار'' از واژه ''مانا'' مشتق میگردد و خود یک معنی ''جوهری'' بسیار عمیق فرا زمانی و فرا مکانی را هم دارد میباشد و اخر اینکه، چون واژه ''ماندگار'' جای خود را تا حدود زیادی در ادبیات فارسی محکم کرده است، برای مثال : فیلم مانگار، شعر مانگار، موسیقی ماندگار، ادبیات ماندگار، تاریخ ماندگار، چهره ماندگار، زیبایی ماندگار، هنر ماندکار، اخلاق ماندکار، سرزمین ماندگار، محیط زیست ماندگار، تلاش ماندگار، سخن ماندگار، میراث ماندگار، و نتیجه اینکه معنی ریشه ایی واژه ''مانا'' بیشتر به تعاریف ''کنش مثبت در حوزه فیزیکی و اخلاقی'' نزدیکتر میباشد،…پس بنابر این توضیحات، شخصاً واژه ''ماندگار'' را بر واژه ''پایدار'' ترجیح میدهم.


عوامل کلیدی در  یک روند و یک مسیر  پایداری اجتماعی، سیاسی و مدنی


به منظور اطمینانِ خاطر از رشدِ یک سیستم پایدار (اینجا در حوزهِ اجتماعی)،  نیازمندِ باز کردنِ هشت گزینهِ  کلیدی در کنترلِ هر روند و هر مسیر کاری میباشیم که بطور خلاصه وفقط برای طرحِ مسئله، بدینقرارند:

۱- که هستیم (یا که هستم)؟
مبداء حرکتِ یک استراتژی در یک رشدِ ''پایدار''، پایه های بینشی، ارزشها  و هدفها هستند که عملاً جایگزینِ هویت و کاراکتر و خصوصیاتِ  رفتاریِ روزانه ما میشوند. بر اساسِ این هویت و همین بینش و ارزشها، در صورتِ توان و امکان انتخاب آزاد،  شغلِ اصلی خود را انتخاب میکنیم ؛

۲- با چه کسانی داد و ستدِ اندیشه ایی، سیاسی، اجتماعی و ارتباطاتی برقرار میکنیم و برای چه ( یا برقرار میکنم)؟
 با لزرمِ شناختنِ ماموریت ما در هر حوزه و شناختِ طرفِ مقابلِ ما(که میتواند شخص و یا حوزهِ سیاسی و اجتماعی باشد)،  با یک استراتژیِ پایدارِ منطبق با احترامِ متقابلِ انسانی و حقِ اختلافِ نظر، این استراتژی میتواند جایگزینِ انوعِ ارتباطاتِ سنتی گردد، آنهم بر حسبِ ضابطه های از پیش تعریف شدهِ پایدارِ انسانی و نه فقط از طریقِ رابطه های شخصی یا سفارشی و یا پیش قضاوتی ها شخصی و یا جمعی .

۳-  در هر یک از این سه دایرهِ (مفاهیم) اجتماعی، محیط زیستی ، و اقتصادی (triple bottom line) چه میخواهیم، (یا چه میخواهم) انجام بدهیم؟
  در نظر داشته باشیم که فعالیت در هر کدام از این سه دایره ( مفاهیم)، ارتباط اورگانیکی پیدا میکنند با دو دایره (مفاهیمِ) دیگر، همچنین تاثیر گذار، بنابراین میبایست برای  مشاهدهِ نتیجه و تاثیر گذاریِ  جانبیِ کارِ ما بر  مضامینِ دیگر (بینِ سه دایره)، شبیه سازی  نموداری ( ( simulation انجام گیرد.

۴- اصولِ رفتاری - چگونه و با چه رفتاری میخواهیم، (یا میخواهم ) انجام کار بکنیم؟
برای ادارهِ  یک روندِ ''پایدار'' در ساختار و داخلِ  هرسیستمِ عملی، میبایست دقیقاً مکانیزمِ  کنترل روشِِ عملی ''برنامهِ از قبل تعین شده'' (در هدفها) ، با یک برنامه ریزیِ زمانی مکانی دقیق تشریح شده باشند. در هر موردِ مشخصِ اجتماعی سیاسی، میبایست  یک کارگروهِ  توانا و کارآموزیده و ورزیدهِ (  Guidance on Social Responsibility) ''هدایت در مسئولیتِ اجتماعی'' را قبولِ مسئولیت کرده و بتواند جوانبِ مختلفِ نگاهِ ''پایدار'' را در ۳۶۰ درجه بررسی کند و گزارش دهد انهم بر اساسِ (Fundamental Rights Principles) ''حقوقِ اساسیِ کارپایه'' ایی هر نهاد موردِ نظر.

۵- با کدام وسیله میخواهیم (یا میخواهم) کارها را انجام بدهیم؟

با در نظر گرفتنِِ نوعِ کار و ابزارِ تاثیرگذار،  برای به عمل رساندنِ طرح های (از قبل تعریف شدهِ) اجتماعی سیاسی، و عملکردهای رفتاری یک گروه و مجموعه از انسانها، راه های مختلفی را میشود برگزید، برای مثال:
الف -  با استفاده از نیرویِ کارِ انسانی از طریقِ دنیایِ ارتباطاتیِ  رسانه ایی و واقعی یا مجازی مثلِ شبکه های اجتماعی با استفاده از تکنولوژیِ مدرن، آموزشی، فرهنگی،  (برای طرح برنامه های از قبل تعریف شده) برای  رسیدن به اهدف گروهِ موردِ نظر؛
ب - مدلهای گروهِ کاریِ اجتماعیِِ  افقی با شرکت دادنِ مستقیمِ شهروندان با مسئولیتهایِِ مشخص؛
پ - همکاریِ مشخص با گروه های داوطلبِ اجتماعی مدنی و استفاده از انرژی و منابعِ انسانی )سازمانهای غیرِ انتفاعی و غیر دولتی)؛
ت - همکاری با نهادهای بین المللی  غیرِ دولتی و انسان دوستانه.

۶- کارها و اقدامات مؤثر و عملیِ تاثیر گذارِ ما و یا من کدامند؟

- طرح های توسعه پایداری از طریق  راهکارها و اقدامات در مناطق مختلف، و برخی از نمونه های تحقق:
  تخصیص نقش ها و مسئولیت در زمینه پایداری. ایجاد یک کمیته برای بررسیِ کدهای رفتاری کسب و کار؛ پیروی از مقررات و سیاست پایدار و شاخص های توسعه پایدار
- لزومِ فعالیت های اجتماعی سیاسی به موازات فعالیتهای مدنی، محیط زیستی و ارتباطِ مستقیمشان با یکدگر  و بی ثاثیر بودن  صفتتِ ''پایدار'' اگر این فعالیتها و کنش های اجتماعی یک بعدی به مرحله عمل درآیند (بند ۳).
- صرفه جویی در بکاربردنِ موادِ اولیه و انرژیِ انسانی، و احیایِ سیاست های پایدارِ ''صفر کیلومتر'' ( تاکید بر تولیداتِ بومی) و کاهشِ تولیدِ ''بازیافته ها (به تعبییرِ اشتباه ''زباله ها'')؛
- آشنایی و استفاده از انرژی هایِ الترناتیو در موردِ زندگی روزمره و در ارتباطاتِ مجازی و حقیقی؛
- داشتنِ روحیهِ سالم با استفادهِ مستمر از ورزش، تفریحاتِ سالم و دوری جستن از هر نوع اعتیاد، برای یک بازدهیِ مؤثرِِ انسانیِ پایدارِ بیشتر؛
- استفاده از موادِ غذایی سبک و سالم، و همچنین استفاده از هنر و موسیقی، برای شادابی روح، انس با حیوانات و مهربانی با طبیعت؛
- دوست داشتنِ انسانِ درونِ خود و دوری از ترسِ استفاده در تکنولوژی و ارتباطاطِ نو و جدید؛
- دیدارِ دوستان و همکاری و همگرایی در ابعادِ مختلفِ زندگانی و اعتمادسازیِ انسانی؛
- اسم نویسی در نهادهای امدادِ مدنی و اجتماعی، برای به عمل گذاشتنِ دوستی و مروتِ انسانی و زیستن در راهِ حقوق بشر و طبیعت و حیوانات؛
- مسافرت و دیدار از محیطِ زیست برای ذخیره کردنِ انرژیِ سالمِ انسانی؛
- مثبت فکر کردن و در نهایت مثبت بودن.

۷- چگونگیِ کنترل
ترازویِ  یک ''مدلِ جوابگو'' و ''جوابدهندهِ''،   ''کیفیت'' و ''کمییت'' میباشد، که ارتباطِ مستقیم دارد با سه مضامینِ ''اجتماعی''، اقتصادی''، ''محیط زیستی''.
یک ''ترازوی مدل'' برایِ ارائه یک نمای کلی، از یک نوع ارتباطات سالم و سازنده بین یک جمعی از جامعه، (با اهدافِ مشخص) و شهروندانِ آن جامعه و گروه هایِ مختلفِ انتفاعی، غیرِ انتفاعی، دولتی، غیرِ دولتی و مدنی ، و گروه های مرجع علمی در کل جامعه، برای ارائهِ طرح و پیشنهادات و راهکارهایِ عملی سیاسی اجتماعی.
اینجا صحبت از یک کارنامهِ شفاف است که دو گزینهِ مشخص را ارزیابی میکند:
الف - روشِِ کار گرفته شده  ''پایدار''، برای پیشبردِ اهداف؛
ب - کارنامه و نتیجهِ فراوردهِ های اجتماعی سیاسی.
 این کارنامه نتیجهِ کار و نشان دهنده یکی از ''ابزارهای اصلی'' مدیریت و ارتباطات داخلی و خارجی از استراتژی ها و اقدامات برای برقراریِ یک  ''پایداری اجتماعی''، گذشته، حال و آینده است.
روشِ این نوع کنترل ها دقیقاً به سانِ همان کنترلهای پایدارِ بینالمللی استاندارد هستند که مرجع اصلی مورد استفاده برای تهیه گزارش توسعه ''پایدار'' هستند GRI ( طرح گزارش جهانی) در سطح بین المللی و GBS ( گروه مطالعه برای گزارش اجتماعی ).

۸ - نتیجه را چگونه  در اختیار رسانه های ارتباطات جمعی قرار میدهم، یا میدهیم؟
 برای ارائهِ  یک توسعه اجتماعی سیاسی، احتیاج به یک ''استراتژی پایدار'' مبتنی بر ''شفافیتِ هرچه تمامتر'' در برابر جامعهِ مدنی و شهروندانش میباشد، 
امکانات در یافتِ نقد ها و انتقادات در هر ضمینه و جمع آوری ان برای برسی نهایی و مشارکت مستقیم شهرونندان در امور اجتماعی سیاسی.

این مقاله ادامه دارد با:
راه کارهای  اقلیمی و سیاست های پایدار

سیاستهای  محدود اقلیمی محیط زیستی
سیاستهای منطقه ای
سیاستهای قاره ایی
سیاستهای دریایی و اقیانوسی
سیاستهای فضایی
سیاستهای زمینی
سیاست های جهانی
……

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر