اثری که از شور جمعی برآمده، ریشه در سنتهای کهن موسیقی ِ مبارزانی ِ این سرزمین دارد و در عین حال، پژواکِ ارادهی ملّتی استوار برای رهایی و همگرایی پایدار ایرانیان.
موسیقی ایرانی در تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین، همواره با زندگی، رنجها، شادیها و مبارزات مردم پیوندی ژرف داشته است. از چکامههای حماسی شاهنامه تا تصنیفهای دوران مشروطه، از نغمههای مردمی در کوچه و میدان تا آوازهای مقاومت در جنبشهای معاصر، موسیقی یکی از ستونهای استواری ملی و ابزار همبستگی اجتماعی بوده است. در دوران مشروطه، تصنیفهای «عارف قزوینی» به صدای آزادیخواهی ملت بدل شد، و در سالهای پر التهاب مبارزات مدرن، نغمههای اعتراضی چون آتشی در جان مردم افروخته شد. در همین سنت است که ما نیز «خورشید ِ آزادی» را خلق کرده و پرداختیم؛ «بهمثابه قطرهای کوچک در رودخانهی عظیم تاریخ مبارزات این سرزمین»
این سرود در دستگاه چهارگاه تصنیف شده؛ دستگاهی که همواره مظهر شکوه و شور پهلوانی بوده است. گوشههای «درآمد، زابل، منصوری، مخالف، حصار و فرود به درآمد» در ساختار این اثر به کار گرفته شدهاند تا بافتی حماسی و استوار بیافرینند. سازهای «تار، سنتور، کمانچه، عود، نی و تنبک» در کنار هم، فضایی غنی و پرشکوه پدید آوردهاند. اما در این میان، جایگاه ضرب زورخانهای برجستهتر است؛ سازی که نه تنها یک ابزار موسیقایی، بلکه بخشی از میراث پهلوانی و جوانمردی ایرانیان است. ضرب زورخانهای قرنهاست که ریتمِ همدلی، همیاری و مقاومت را در گود زورخانه و در حافظهی جمعی ایرانیان طنینانداز کرده است. استفادهی آگاهانه از این ساز در «خورشیدِ آزادی» یادآور این حقیقت است که مبارزهی امروز ما امتداد همان روح پهلوانی و آزادمنشی دیروز است؛ همان روحی که در برابر ظلم زانو نزد و در پی حق و آزادی ایستاد.
شایان ذکر است که نوازندگانی حرفهای در داخل کشور با دل و جان ساز خود را در خدمت این سرود نهاده و بیهیچ چشمداشتی اثر خویش را به نهاد مدنی همگرایی پایدار ایرانیان تقدیم کردهاند. با این حال، بخش همخوانیها توسط دوستان و هموندانی غیرحرفهای اما با عزمی راسخ اجرا شده تا روح مشارکت و حضور مردمی در این اثر برجستهتر شود
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر