۱۴۰۴ شهریور ۹, یکشنبه

نقدی بر این بیانیه اخیر اصلاح‌طلبانِ استمرار طلب – مسعود اسماعیلو

 Home

مقدمه

بیانیه‌ی اخیر اصلاح‌طلبان در نگاه نخست با شعارهای پرزرق‌وبرق همچون «آشتی ملی»، «نجات ایران» و «بازسازی اعتماد عمومی» عرضه شد. اما با اندکی دقت روشن می‌شود که این بیانیه بیش از آن‌که نقشه‌ای برای نجات ملت و کشور ایران باشد، طرحی مهندسی‌شده برای خریدن زمان و تداوم استبداد است. نویسندگان آن به‌خوبی آگاهند که این خواسته‌ها «بی‌چون‌وچرا» از سوی

آشتی ملی

آشتی ملی

حاکمیت پذیرفته نخواهد شد و همانند بیانیه‌های پیشین به فراموشی و خاموشی خواهد انجامید. (شخصاً آن را طرحِ «پزشکیان ۲ِ رهبری» می‌نامم.)

اما حقیقت مسلم این است که این بیانیه می‌خواهد بار دیگر برای حاکمیت زمان بخرد؛ در حالی‌که برای ما ایرانیان، درک هوشمندانه و مینی‌مالیستیِ این «چیستان سیاست امروز ایران»، تنها به دیدن همان «پیچش مو» بسنده می‌کند. به‌ویژه آن‌که دستپاچگی در «زبانِ بیانِ» نگارشی آن نیز به‌روشنی پیداست.

بعد از بیانیه موسوی و بیانیه‌ی امضای ۱۷ کنشگر، اگرچه هر دو به‌سرعت فروکش کردند و نشان دادند که «بدون بیانِ ریشه ها و راه‌کار ها» در افکار و وجدان عمومی امکان استمرار ندارند، اما همین موج بیانیه‌نویسی کافی بود تا هراس در دل نظام بیفتد. حاکمیت نگران بود  که از «مد روز بیانیه صادر کردن» عقب بمانند و اینگونه باز دوباره اصلاح‌طلبان به‌سرعت فراخوانده شدند تا در لباس «منجی» وارد صحنه شوند.


(خلاصه‌برداری من از متن کامل بیانیه جبهه اصلاحات ایران ):

جبهه اصلاحات ایران “آشتی ملی، اصلاح ساختاری درون‌سیستم، عفو عمومی، انتخابات آزاد، پایان دخالت نهادهای موازی، خروج نظامیان از سیاست، آزادی رسانه‌ها، حقوق زنان، عدالت اقتصادی و سیاست خارجی مبتنی بر تعامل با جهان” را راه نجات کشور می‌داند. این بیانیه پیشنهاد می‌دهد ایران در ازای رفع کامل تحریم‌ها، غنی‌سازی را تعلیق و نظارت آژانس را بپذیرد و مذاکره مستقیم با آمریکا را آغاز کند   سایت فرارو 

در بیانیه تأکید شده که:

  • جنگ ۱۲ روزه گرچه توان بازدارندگی ایران را نشان داد، اما تداوم مسیر فعلی بدون بازسازی اعتماد ملی هزینه‌زا است
  • اقتصاد کشور در حال فرسایش است؛ تحریم‌ها و تورم وضعیت را بدتر کرده‌اند
  • مذاکره و آشتی ملی، گزینه‌ای ضروری است تا «مکانیزم ماشه» فعال نشود فرارو

نقشه راه پیشنهادی شامل ۱۱ بند است:

 ۱- عفو عمومی، رفع حصر، آزادی زندانیان سیاسی

 ۲- تغییر گفتمان حکمرانی به «دکترین توسعه» بر محور رفاه

 ۳- انحلال نهادهای موازی و بازگرداندن اختیارات به دولت

 ۴- خروج نیروهای نظامی از عرصه سیاست و اقتصاد

 ۵ – کاهش نگاه امنیتی به جامعه، حفظ توان دفاعی

 ۶ – اصلاح مدیریت رسانه‌ها، حذف سانسور

 ۷- اصلاح قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان

 ۸- مقابله با اقتصاد الیگارشی و حمایت از سرمایه‌گذاری

 ۹- سیاست خارجی مبتنی بر آشتی ملی و دیپلماسی عزتمندانه

 ۱۰- تعلیق داوطلبانه غنی‌سازی در ازای لغو تحریم‌ها و مذاکره مستقیم با آمریکا

 ۱۱- همگرایی منطقه‌ای و بازسازی تصویر ایران


ضعف‌های بنیادین بیانیه

این بیانیه‌ی ضرب‌الاجلیِ اخیر اصلاح‌طلبان، اگر کالبدشکافی شود، چندین ضعف آشکار دارد:

۱- زبان و لحن بیانیه
آیا لحن آن بازتاب «صداقت درونی» است یا بیشتر نوعی «زبان دیپلماتیک-محاسبه‌گر» که می‌خواهد هم مخاطب داخلی را آرام کند و هم درهای بیرونی (حاکمیت، افکار عمومی، حتی غرب) را نیمه‌باز نگه دارد؟

۲- ابهام و کلی‌گویی
بحران به‌شکلی مبهم و شعاری ترسیم می‌شود، بی‌آن‌که به ریشه‌ها پرداخته شود. شعار «نجات ایران» بارها تکرار می‌شود، اما هیچ «طرح عملی» یا مسیر اجرایی مشخصی ارائه نمی‌گردد.

۳- زمان‌بندی انتشار
این‌که بیانیه دقیقاً در چه شرایطی منتشر شده مهم است. معمولاً بیانیه‌ها در بزنگاه‌های اجتماعی یا سیاسی (اعتراضات، انتخابات، بحران‌های اقتصادی یا خارجی) صادر می‌شوند تا نوعی کنترل موج اجتماعی ایجاد کنند.

۴- مهندسی محتوا و سیاست پشت‌پرده
چه چیزهایی عمداً گفته نشده؟ کدام واژه‌ها تکرار شده‌اند و چرا؟ دعوت به «اصلاح درون‌سیستمی» آشکارا پررنگ‌تر از نگاه ریشه‌ای به مشکلات است. چنین متنی توسط گروه کوچکی از استراتژیست‌ها طراحی شده تا اصلاح‌طلبان همچنان به‌عنوان «آلترناتیو نرم» زنده بمانند، حتی اگر هیچ راهکار واقعی ارائه نکنند. بیشتر شبیه یک «بازی مهندسی اعتماد و بقا» است تا یک موضع‌گیری اصیل.

۵- عدم پذیرش مسئولیت
نویسندگان بیانیه می‌کوشند چنین وانمود کنند که خودشان نقشی در ساختار قدرت نداشته‌اند؛ در حالی‌که سال‌ها در بالاترین سطوح این نظام حضور و نفوذ داشته و بخشی از مشکلات کنونی نتیجه‌ی مستقیم سیاست‌های آنان است.

۶- فرافکنی تاریخی
مشکلات صرفاً به «رفتار تندروها» نسبت داده می‌شود، گویی «ماهیت نظام» مشکلی ندارد و تنها باید «اعتدال» را به آن بازگرداند. این وارونه‌سازی حقیقت چیزی نیست جز تلاشی برای ترمیم ساختاری که در ذات خود استبدادی است.

۷- مخاطب‌سازی کاذب
بیانیه به‌نام «ملت» سخن می‌گوید، حال آن‌که پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان در سال‌های اخیر به‌شدت فرو ریخته است. آنان اگر در گذشته، آن‌هم به‌طور نسبی، نماینده بخشی از مردم بودند، امروز دیگر به‌هیچ‌وجه نماینده‌ی جدی جامعه ایران نیستند. بااین‌حال، همچنان با زبانی پرطمطراق ادعای نمایندگی کل ملت را می‌کنند؛ و این چیزی جز یک توهم سیاسی نیست.

۸- راه‌حل‌های انشایی
از آزادی زندانیان سیاسی گرفته تا بازسازی روابط خارجی، فهرستی از خواسته‌ها ارائه شده که بیشتر شبیه انشاهای زیباست تا برنامه‌ای سیاسی. خود نویسندگان نیز می‌دانند که هیچ‌یک از این مطالبات به ابزار و مکانیزم اجرایی گره نخورده است.

نمونه هایی از درگیری های جناحی،  افشاگری ها و پرده‌برداری از مهندسی پنهانِ جناحی

 ۱- آشتی ملی، بر چه مبنایی؟

بیانیه می‌کوشد« آشتی ملی» را به‌عنوان راه نجات معرفی کند؛ اما منتقدان آن را «ابزار سیاسی خاموش» می‌دانند که در شرایط بحران، بیشتر از رهایی، «حس تسلیم» را منتقل می‌کند. از زبان خود رسانه ها داخلی: کلیک کنید.  منبع تسنیم نیوز

برخی از تحلیل‌گران معتقدند که این پیشنهاد، در واقع عقب‌نشینی از منافع ملی است، نه تفاهم واقعی. کلیک کنید.  منبع تسنیم نیوز

  ۲- تحریم‌ها و مذاکره: راهکار یا تسلیم؟

پیشنهاد تعلیق غنی‌سازی و مذاکره مستقیم با آمریکا، به‌عنوان راه عبور از بحران طرح شده، اما برخی آن را نسخه‌ای حاکی از تسلیم می‌دانند که منجر به بازگشت تحریم‌ها و تضعیف موقعیت دولت بیانجامد. منابع: هم‌میهنتابناک 

محمد قوچانی هشدار داد این بیانیه عملاً فضای« وفاق ملی» پس از جنگ را تخریب و دست اصلاح‌طلبان را در دیپلماسی تضعیف می‌کند. کلیک کنید. منبع: سیاست روز

 ۳- تضاد با فضای امنیتی و چه واکنشی؟

لحن بیانیه در بحبوحه شرایط جنگی، از نظر برخی تحلیل‌گران، غیرمسئولانه و در تضاد با حساسیت‌های امنیتی کشور است؛ برخی حتی آن را «پاس‌گل به جنگ‌طلبان داخلی و خارجی» توصیف کرده‌اند. کلیک کنید. منبع:  سیاست روز

در عین حال،معدود چهره‌های اصلاح‌طلب نیز مانند پروانه سلحشوری و عباس عبدی، آن را فاقد نوآوری و فاقد راهکار مؤثر دانسته‌اند. کلیک کنید.  منبع: ابران وایر.

 ۴- تناقض درون اصلاح‌طلبان

بیانیه خود جریان اصلاح‌طلبی را در دو راهی قرار داد: همراهی یا مخالفت با دولت پزشکیان؛ هرچند درون این جریان نیز اختلافات شدیدی شکل گرفت . کلیک کنید. باشکاه خبرنگاران دانشجو .

ابراهیم اصغرزاده از جمله حامیان بیانیه، آن را عقلانی می‌داند؛ اما تضاد با مواضع رسمی دولت و سیاست‌های کلان آشکار است. کلیک کنید. منابع: ابران وایر    باشکاه خبرنگاران دانشجو .

 ۵- نبودِ یکدستی و اجماع درون گفتمانی این جماعتِ سردرگم

ضعف بیانیه در نداشتن پشتوانه حزبی و اجماع درون‌گفتمانی نیز مورد توجه قرار گرفت؛ یکی از تحلیل‌گران هشدار داد: «صدور بیانیه در حوزه حساس سیاست خارجی بدون اجماع نهادی می‌تواند شکاف ایجاد کند». کلیک کنید. سیاست روز

و اما نقطه عطف:« آشتی ملی پایدار»

در میان بندهای این بیانیه، آنچه بیش از همه برجسته می‌شود، طرحِ «آشتی ملی» است؛ اما نه به‌عنوان راهی واقعی برای ترمیم شکاف‌های درونی جامعه، بلکه بیشتر به‌صورت یک «ابزار تاکتیکی» و «کلید چانه‌زنی بیرونی» مصرف شده است.

واژه‌ی «آشتی ملی» سال‌هاست که به‌ویژه توسط نهادهای مدنی همچون «همگرایی پایدار ایرانیان» به‌عنوان یک راهبرد جدی، «ضابطه‌مند و درون‌زا » برای پاسداشت منافع ملّی و وجدان تمدنی مطرح شده است. در همین‌جا فرصت را مغتنم می‌شمارم تا لینک مقاله‌ای قدیمی از خودم را که در تاریخ ۲ فوریه ۲۰۱۵ در سایت «همگرایی پایدار ایرانیان – همپا» منتشر کرده بودم، یادآوری کنم. آن مقاله پایه‌ای می‌تواند تناقض‌های امروزین این بیانیه را، با اتکا به داده‌ها و مفاهیم حقوقی، آشکار سازد.

(روی لینک مقاله کلید کنید.  hampairan.com و همچنین  لینک ویدیوی آموزشی مقاله:  ویدیوی آموزشی مقاله  ) 
(ویدئوی آموزشی مقاله نیز در همان‌جا در دسترس است.)

این مقاله بر پایه‌ی «تعریف و تأمین منافع ملّی بر اساس حقوق ملّی» شکل گرفته و مبنایی فکری و ساختاری «پایدار» برای نقد و مقایسه فراهم می‌آورد:

 ۱- تعریف حقوق‌محور و درون‌زای منافع ملّی:

منافع ملّی تنها زمانی مشروع و پایدارند که بر پایه‌ی حقوق ملّی و احترام به حقوق ذاتی و مدنی شهروندان و همچنین حقوق محیط زیست تعریف شوند. در غیر این صورت، آنچه در بیانیه به‌عنوان «منافع ملّی» معرفی می‌شود، در بهترین حالت چیزی جز «منافع قدرت برای بقای خودی‌ها» نخواهد بود.

 ۲- زمینه‌سازی سرمایه‌گذاری در منابع مؤثر:
حفظ منافع ملّی زمانی ممکن است که کشور بتواند بر منابع مادی و معنوی خود سرمایه‌گذاری کند و تمامی مردم ایران از آن بهره‌مند شوند.

 ۳- لزوم احترام به حقوق ملّی متقابل دیگران:
بدون احترام به حقوق سایر ملت‌ها، تحقق واقعی منافع ملّی ممکن نیست.

 ۴- انحراف منافع ملّی به‌عنوان مجوز رفتارهای غیرحقوقی:
وقتی منافع ملّی تعریف حقوقی نداشته باشد، به مجوزی برای زیرپا گذاشتن حقوق دیگر کشورها تبدیل می‌شود؛ همان‌طور که در تجربه‌های استعمار یا مداخلات خارجی دیده‌ایم.

 ۵- ضرورت بازتعریف منافع ملّی در چارچوب حقوقی و اخلاقی:
منافع ملّی باید در مسیری بازتعریف شوند که نه صرفاً در پی سود کوتاه‌مدت، بلکه در جهت تحقق عدالت ملّی باشند. لینک ویدیوی آموزشی مقاله:  ویدیوی آموزشی مقاله 


تحلیل تطبیقی:

دستهرویکرد مقاله (۱۰ سال پیش – همپا)رویکرد بیانیه اصلاح‌طلبان
ماهیت منافع ملّیحقوق‌محور، درون‌زا، پایدارسیاسی، ابزاری، معامله‌محور
هدف از آشتی ملیحفظ استقلال، عدالت داخلی، رفاه ملّیجذب حمایت خارجی، تسکین بحران، تسلیم
تحرک‌پذیری منافعبرآمده از جامعه و حقوق شهروندانوابسته به توافقات خارجی و تعاملات قدرت
هدف نهاییتحقق عدالت و سرمایه‌گذاری در ملتمدیریت بحران و حفظ موقعیت سیاسی

مراحل پیشنهادی برای نقد تحلیلی:

 ۱- خوانش بندبه‌بند مقاله‌ی پیشین و استخراج مفاهیم کلیدی همچون «حقوق ملّی»، «سرمایه‌گذاری در منابع»، «حقوق متقابل دولت‌ها و ملت‌ها» و «بازتعریف منافع ملّی».

 ۲- خوانش دقیق بیانیه اصلاح‌طلبان و مشخص کردن کاربرد ابزاری مفاهیمی چون «آشتی ملی»، «منافع ملّی»، یا «تعلیق غنی‌سازی».

 ۳- مقایسه‌ی تطبیقی مستقیم برای نشان دادن تضاد عمیق میان دو رویکرد: یکی مبتنی بر «درون‌سازی حقوقی منافع ملّی» و دیگری مبتنی بر «ابزارگرایی و معامله با قدرت‌های خارجی».

 ۴- اولویت‌بندی مفهومی و تعمیق ایده‌ی «منافع ملّی پایدار» بر مبنای حقوق و اخلاق در برابر رویکردهای مادی و صرفاً سیاسی.

جمع‌بندی:

«آشتی ملی ضابطه‌دار» یعنی «فرایندی درون‌زا»، بر پایه‌ی حقوق ملّی، و در خدمت تحقق منافع ملّی پایدار. در مقابل، «آشتی ملّی ابزاری اصلاح‌طلبان» چیزی جز ترفندی مهندسی‌شده برای خرید زمان برای نظام استبدادی و مشروعیت‌بخشی به آنچه مردم به‌طور عمیق رد کرده‌اند، نیست.

نشانه‌های آشکار این بحران را می‌توان در رفتارهای اخیر حاکمیت دید. پیام خامنه‌ای پس از جنگ ۱۲ روزه و حرکت نمادین او با سرود «ای ایران»، به‌روشنی نشان داد که او و حکومتش دریافته‌اند بحران اعتماد ملّی از مرز برگشت‌ناپذیر گذشته است. به همین دلیل، تنها راهی که برای بقا یافته‌اند، «قرض گرفتن» واژه‌های ملی‌گرایانه و ایران‌گرایانه برای تأمین نوعی «تنفس مصنوعی» است.

نتیجه‌گیری

بیانیه‌ی اخیر اصلاح‌طلبان، با وجود شعارهای پرزرق‌وبرق، چیزی جز آیینه‌ی دستپاچگی نظام نیست. ضعف‌های آن – از کلی‌گویی و فرافکنی تا عدم مسئولیت‌پذیری و مخاطب‌سازی کاذب – نشان می‌دهد که هدف اصلی نه نجات ایران، بلکه نجات استبداد است.منابع ملّی مبتنی بر حقوق ملّی

در این میان، «آشتی ملی» به‌عنوان نقطه‌ی عطف بیانیه، درست همان جایی است که تفاوت ملت و قدرت آشکار می‌شود. آشتی ملی تنها زمانی معتبر است که بر پایه‌ی حقوق و منافع ملی بنا شود. این پروژه، که سال‌ها پیش در قالب راهبردی جدی توسط نهادهای مدنی مستقل پیگیری شده، بزرگ‌تر از آن است که ابزار بازی‌های قدرت گردد.

ملت ایران، با اتکای به وجدان تاریخی و تمدنی خود، توانایی برملا کردن این مهندسی ابزاری را دارد.
«آشتی ملی از آنِ ملت است»، نه «ابزار استبداد».

مسعود اسماعیلو – ۲ شهریور ۱۴.۴  مطابقِ با ۲۴ آگوست ۲۰۲۵

esmailloumasud@gmail.com


۱۴۰۳ آبان ۱۳, یکشنبه

 تو خاتونِ تمامِ درد‌هایی، تو خاتونِ تمامِ رنگ‌هایی

نجیب و با شکوه و حیرت آور
تو خاتونِ تمامِ قصه هایی
زن، زندگی، آزادی
✌


۱۴۰۲ مرداد ۱۳, جمعه

هدفِ ما چیست ؟ ادامهِ « ضد فرهنگِ روضه خوانی و ذکر مصیبت»، یا جستجوی « چه باید کرد ها» ؟


مسلما این شبکه های اجتماعی به هرکدام از ما این امکانات را داده و میدهد که در رابطه با مسائل سیاسی و اجتماعی ایران و جهان با انگیزه های متفاوت، هرچه دلِ تنگمان میخواهد را بگوییم و بنویسیم و تفیسر بکنیم، با زبانِ بیان های متفاوت، خواه زبانِ بیانی شخصی و یا خود ارضایانه، خواه خود فریبانه، خواه دلبرانه، خواه مذهبانه، خواه لامذهبانه، خواه ناخودآگاه، خواه خودآگاهانه، خواه ساده و عامیانه، خواه پیچیده و سرسختانه، خواه غیرتخصصی، خواه متخصصانه، خواه روشنفکرانه، خواه خردمندانه، خواه نابخردانه، خواه روشنفکرنمایانه، خواه نیمه حرفه ایی و خواه به زبان بیانی واقعا حرفه ای و آگاهانه، و... تعدادی از هموطنانمان هم از این طریق، با انگیزه هایی متفاوت، گویا به جد، بر روی مطرح کردنِ شخصیت خود به جامعه، سرمایه گذاری کرده اند و به هر وسیله و هر قیمتی میخواهند خود را به عنوان شخصیت های رسانه ایی مطرح بکنند! البته اگر به هر قیمتی نباشد، چرا که نه ؟ و بسیار هم خوب. میتوانیم تمامیِ این گزینه ها را هم به عنوان واقعیت ها موجود، صرفه نظر از قضاوت های ارزشی، در نظر بگیریم ، اما... سوال اساسی اینجاست که آیا بجای پرداختن به این انبوهِ تفسیر های بی پایان، که من با کمال احترام، اگثر آنها را « ذکرِ مصیبت » و به نوعی « ضد فرهنگِ روضه خوانی » می نامم، بهتر نیست که کمی هم به « چه باید کرد و چگونه باید کرد ها» بپردازیم ؟ شخصا بر این باورم که ما ملت بسیار با هوش و مبتکری نیز هستیم و اگر در یک سطح بسیار گسترده بتوانیم این گفتمانِ بی ثمرِ « ذکر مصیبت و روضه خوانی» را تبدیل به یک گفتمانِ ملّیِ « چه باید کرد و چگونه باید کردها» بگردانیم، شاید بتوانیم از طریق ابزار پایداری چون « بحث آزاد» و گفتگوی متمدنانه کاری درخور یک تحول اساسی در روش و در رفتار خود ایجاد بکنیم ، در غیر این صورت در همین تونلِ تاریک و باطلِ زمانی « ضد فرهنگِ ذکر مصیبت ها » باقی خواهیم ماند. بیش از یک قرن در تونلِ تاریک و باطلِ ذکر مصیبت و روضه خوانی کافی و بسنده نیست؟ در « ذکر مصیبت و روضه خوانی ها » هیچ خدایی را بنده نیستیم اما در «چه باید و چگونه باید کردها» نمی توانیم هیچ بنده ایی را هم،(به جای رهبری خدایی‌کردنِ بر او) راهنمایی بکنیم! امروز صبح بسیار زود این طرح بسیار ساده به ذهنم آمد و آن را طراحی کردم، امیدوارم گویای این وضعیتِ منجمدِ گفتاری و رفتاری ما مدعیان « آزادیخواه و استقلال طلب» برای ایران عزیزمان باشد.

masudesmaillou@gmail.com
 و با مهر مسعود اسماعیلو ۲۳ می ۲۰۱۹

۱۴۰۲ مرداد ۳, سه‌شنبه

ساختن یک اپوزیسیون سیاسی پایدار نیازمند یک استراتژیِ پایدار برنامه ریزی شده و مجموعه‌ایی از قوانینِ حقوقمند وداشتنِ ابزارها و سازماندهی ست بر حسب ضوابطِ پایدار

 


در زیر برخی از ابزارهای رایجی که می توان برای توسعه و حفظ یک اپوزیسیون سیاسی مؤثر و پایدار استفاده کرد، فهرست شده است: نخست اینکه: روابط پایدار بر حسبِ‌ ضوابطِ پایدار تعریف میشوند. 

❊- طرح و بیان یک دستور کار سیاسی روشن: ایجاد چشم انداز و پلاتفرم سیاسی روشن با ایده ها و اهداف مشخص برای جذب حامیان و انتقال ارزش ها و مواضع جنبش مخالف ضروری است؛ 

❊- ارتباطات و تبلیغاتِ‌سالم: از رسانه‌های ارتباطی، از جمله رسانه‌های اجتماعی، وب‌سایت‌ها، روزنامه‌ها و آگهی‌ها برای انتشار پیام‌ها و اطلاعات برای جذب مخاطبان به طور مؤثر ؛ 

❊- سازماندهی و جمع آوریِ نیروهای مفید: ایجاد یک ساختار سازمانی قوی، شامل گروه های کنشی، فعالیت های داوطلبانه و مردمی، برای فعال سازی و مشارکت دادن حامیان؛ 

❊- مشارکت و شریک گردن شهروندان: مشارکت فعال شهروندان در تصمیم گیری و اجرای سیاست، تشویق مشارکت دموکراتیک. 

❊- اقدامات اعتراضی مسالمت آمیز: راهپیمایی ها، راهپیمایی ها، تحصن ها و سایر اشکال اعتراض مسالمت آمیز را برای افزایش آگاهی عمومی و جلب توجه به موضوعات کلیدی سازماندهی کنید. 

❊- لابی گری حقیقیِ سالم و دور از تزویر و دروغ و کنشگری سیاسی: با قانونگذاران و نمایندگان منتخب تعامل کنید تا آگاهی از نگرانی ها و خواسته های مخالفان سیاسی افزایش یابد. 

❊- نظارت و کنترلِ ضوابط: نظارت دقیق بر فعالیت بازیگران سیاسی، و گزارش هرگونه سوء استفاده از قدرت یا سوء رفتار؛

❊- توسعه سیاست های جایگزین: سیاست های جایگزینی را پیشنهاد و توسعه دهید که به نگرانی های عمومی به شیوه ای پایدار و مؤثر رسیدگی می کند؛ 

❊- آموزش سیاسی: اطلاع رسانی و آموزش شهروندان در مورد جنبه های سیاسی و مسائل کلیدی پیش روی جنبش اپوزیسیون؛ 

❊- آگاهی بین المللی: ایجاد پیوندها و ارتباطات در سطحِ جهانی.

 یادآوری این نکته مهم است که ساختن یک اپوزیسیون سیاسی پایدار نیازمند زمان، تعهد و سازگاری با چالش‌هایی است که ممکن است ایجاد شود. علاوه بر این، رویکرد و ابزار مورد استفاده ممکن است با توجه به شرایط سیاسی خاص و شرایط کشوری که اپوزیسیون در آن فعالیت می‌کند، متفاوت باشد. یادآوری این نکته مهم است که ساختن یک اپوزیسیون سیاسی پایدار نیازمند زمان، تعهد و سازگاری با چالش‌هایی است که ممکن است ایجاد شود. علاوه بر این، رویکرد و ابزار مورد استفاده ممکن است با توجه به شرایط سیاسی خاص و شرایط کشوری که اپوزیسیون در آن فعالیت می‌کند، متفاوت باشد.

esmailloumasud@gmail.com

۱۴۰۲ تیر ۳۰, جمعه

سندرمِ «هوبریس» یا «استبدادزدگی»، عنوانِ یک اپیدمیِ ملّیِ واگیر، بینِ ما ایرانیان



مقدمه ایی بسیار کوتاه برای درک و انگیزه ساختن این انیمیشنِ چند دقیقه‌ایی و سخن گفتن از سندرمِ این بیماریِ اجتماعیِ فراگیرِ «هوبریس»:

''بدونِ شک ملتِ بزرگِ تمدن سازِ ایرانِ ما در سطحِ جهانی، با داشتنِ گنجینه های بی‌همتا در «گوناگونی و تنوعِ قومی، فرهنگی و هنری»، در طول این تاریخِ چند هزارساله‌اش، بطورِ مستمر نه فقط موردِ حملهِ قدرت های بیگانگان قرارگرفته، بلکه « انواعِ حکومت‌ها و دولت‌های خودیِ خودکامه، مستبد و دیکتاتورمآبانه» را نیز، تجربه کرده است. در حقیقت این ملتِ بزرگ با « نگاهی پدافندانه، محتاطانه، مدافعانه، محافظتی، زخم خوردهِ آمیخته با ترس» به حیاتِ اجتماعی خود ادامه داده است اما به دلیلِ پرداختنِ همین هزینه‌های سنگینِ مستمرِ «روحی و روانیِ تاریخیِ» غیرِ قابل انکار، بگونه‌ایی « واکنشیِ‌ مفعولانه و مدافعانه»، خواسته یا نخواسته، درگیر و مبتلا به بیماریِ سندرمی به نام «هوبریس» (یا همان نگاهِ دیکتاتور‌مآبی و استبدادزدگیِ واکنشیِ مفعولانه»‌) گردیده است و گویی به نوعی و به ناچار همزیستی با این ویروس بگونه ایی به او تحمیل شده و حتی به نوعی با این بیماریِ فراگیرِ اجتماعی خو گرفته و با آن کنار هم آمده است''.

هر لحضه این ملت احساس خطرِ جدی می کند، این ویروسِ واگیر در بطن جامعه « فعال» می شود . زمانی که باز دوباره این ملت تا حدودی یک نوع آرمشِ خاطری نسبی را بدست میآورد این ویروس رفته رفته ضعیف و «غیر‌فعال و تن‌آسا» می شود اما می‌دانیم که این ویروس در جسم و رو ح و جانِ این جامعهِ کهن ما نهادینه شده و به نوعی به یک بیماریِ مزمنِ «پاتولوژیکی» تبدیل گردیده و به یک همنشین خانگی تبدیل گردیده است!

❊در علم پزشکی می توانیم از ویروس آبله‌مرغون مثال بیاوریم : پس از طی شدن سیر بیماریِ آبله‌مرغون،ویروس می تواند تا ۵۰ سال در بافت های عصبی بدن بصورتِ نهفته باقی بماند. (بطور مشخص در ریشه های اعصاب نزدیک به نخاع). ❊

ما ایرانیان برای رهاییِ نسبی از این بیماری «در قدم نخست» می بايست بپذیریم که همگی‌مان کم و بیش به این بیماریِ مزمنِ تاریخیِ خطرناکِ «استبداد زدگی»، مبتلا هستیم، تا بتوانیم در آغازِ با یک حرکتِ پایدارِ ملّیِ مستمر، از یک جامعهِ «بیمارِ ناخودآگاه و فراری از درمان»، به يك جامعهِ « بيمار، اما اینبار خود آگاه و خواستارِ درمان» گذر کنیم، و در راستای یک «روان‌درمانیِ فردیِ» طولانی عملا قدمِ مثبت و راسخی برداریم تا شاید روزی این ویروس را نسبتا «غیرفعال و تن‌آسا» سازیم و به عنوان شهروندانِ مسئول، هر چه بیشتر در کنار متخصصین روانکاو و روانشناس، در ساخت و ساز و ارائه يك « الگوی آموزشیِ سیستماتیکِ تخصصیِ اعتمادسازیِ اجتماعی‌»، به جامعهِ خود یاری رسانی کنیم و در سرِ کلاسِ درسِ این الگوی‌تخصصی، «اعتمادسازی فردی و اجتماعی» را بیآموزیم''.
هرگز فراموس نکنیم که تک تک ما ایرانیانِ مبتلا به این بیماری، به طور بالقوه، در اعماق ذهن خود یک «میکرو دیکتاتور» هستیم، حتی اگر آن را قویا انکار بکنیم. ضریبِ استعداد دیکتاتور شدن هر ایرانیِ مبتلا به این بیماری می تواند در مراکز تخصصی روان‌درمانی تجزیه تحلیل شده و داده های رسمی‌بدست آمده، متخصصانه بازخوانی شود.

در این کار انیمیشن سعی کرده‌ام برداشتِ محدود و شخصی‌ام از «فرآیندِ» عوارضِ واکنشیِ این بیماری را اینگونه طراحی کرده و به ترتیبِ گسترشِ فرآیندیِ هرچه بیشترِ این سندرومِ «هوبریس»، عوارضِ خروجیِ آن را در این انیمیشن بیاورم.

بطورِ خلاصه چند نمونه از عوارضِ پایه‌اییِ ناشی‌ از این بیماریِ واگیر و فراگیرِ‌ استبدادزدگی را در این انیمیشن آورده‌ام:
بی‌اعتمادی،‌ خود‌سانسوری،‌ خود‌محوری، خشونت، افسردگی، سرخوردگی، پیش‌داوری.


۱- نداشتنِ اَمنیت، هراس از  خشونت و قربانی شدن بدستِ استبداد پذیرشِ تدریجیِ « پنهان ماندن »،  « بی اعتمادی و اضطراب» حالت دفاعی بخود گرفتن ؛


۲- حسِ بی اعتمادیِ روز افزون به دیگران، دورِ خود حصار کشیدن، تقویتِ ناخود آگاهِ ذهنیِ « خود بینی و خود  باوری  ». « دیگران را نادیده گرفتن »،  به تدریج « خود خواه و خود محور شدن » و در نهایت « خود شیفته شدن »؛


۳- ناتوانی در برابرِ زور، فعل پذیری، تحقیر، سرخردگی، خو گرفتن به خشونت و در نهایت، مشروعیت دادن به خشونت  به عنوانِ   « تنها ابزارِ اعمالِ قدرت »، پروراندنِ حسِ انتقام، از طریقِ خشونت؛


۴دیگران را مسئولِ نابسامانی ها دانستن، «دشمن تراشی و دشمن  هراسی » و   تشدیدِ حسِ « قربانی بودن »؛ 


۵- « خود بزرگ بینی و دورِ خود حصار کشیدن  در حدِ فرقه گرایی  »  در های بسته و نپذیرفتنِ نقد و تحولِ ساختاری و سنتی ماندن و  « ناتوانی در جذبِ نیروی جوانِ جامعه»؛


۶- تقسیمِ افرادِ جامعه، به دو دستهِ  « خودی ها » و  « ناخودی ها »؛


۷نداشتن افق امید به فردای بهتر، و  «  مشروعیت دادنِ به واقعیت و دوری از حقیقت » و قبولِ  «  سرنوشت، جبر و تقدیر »؛


۸- « بی تفاوت شدن » و به تدریج،  دور شدن و دست کشیدن از  « پذیرشِ مسئولیت و آرمانهای انسانی »؛


۹- « سرخوردکی و افسردگی » و « نا امیدی و یاس » و پیدایشِ انواعِ  « اختلالاتِ روانی ».


چند نمونه از داده هایی تخصصی در موردِ بیماری های روانی جامعه ایران:

------------------

❊ - مجید صادقی، نایب رئیس انجمن روانشناسان ایران، می‌گوید که آمار بیماری‌های روانی از بسیاری از بیماری‌های جسمی هم پیشی گرفته و از هر چهار خانواده یک خانواده درگیر بیماری روانی است و دو سوم بیماری‌های روانی را اختلال اضطراب و افسردگی تشکیل می‌دهند

-----------------

❊ - طبق آمار وزارت بهداشت جمهوری اسلامی حدود ۲۱ میلیون نفر یعنی تقریبا ۳۰ درصد مردم ایران دچار اختلالات روانی هستند. ایرج حریرچی، سخنگوی وزارت بهداشت نیز گفته است که از هر چهار نفر یک نفر دچار اختلالات روانی است. منبع اعتماد‌آنلاین

-------------------

❊ - آمار وزارت بهداشت شمار زنانی را که دارای اختلالات روانی هستند بیش از مردان نشان می‌دهد. طبق این آمار، در یک سال گذشته ۲۳.۴ درصد بالغان در ایران دچار یک اختلال روانی بوده‌اند که ۲۷.۶ درصد آنان را زنان و ۱۹.۴ درصدشان را مردان تشکیل می‌داده‌اند.

-------------------

❊ - چندی پیش دکتر ایرج خسرونیا، رئیس جامعه متخصصان داخلی ایران گفت که بنا بر آمار وزارت بهداشت حدود سی درصد از افراد جامعه "به درجاتی از اختلال روانی" مبتلا هستند.

-------------------

❊ - آقای خسرونیا گفت با استناد به این آمار "باید یک سوم بیمارستان‌های کشور به بیماری‌های روانی اختصاص یابد. "او یکی از دلایل ترس از مراجعه به روانپزشکان را در ایران «ترس از انگ بیمار روانی بودن» از سوی جامعه، خانواده و اطرافیان عنوان کرده بود.

-------------------

❊ - وزیر بهداشت ایران در رابطه با  شیوع افسردگی و مشکلات روانی'اعلان خطر' کرد - 22 دسامبر 2019 - 01 دی 1398. 


مسعود اسماعیلو - ۲۰ اکتبر ۲۰۲۱ میلادی - ونیز- ایتالیا

تاریخ انتشار، ۲۱ جولای ۲۰۲۳ میلادی

esmailloumasud@gmail.com


برای اولین بار «تصنیف خورشید آزادی» تقدیم به این خیزش ملّی ملت بزرگ ایران و به امید «خورشید آزادی»

  اثری که از شور جمعی برآمده، ریشه در سنت‌های کهن موسیقی ِ مبارزانی ِ این سرزمین دارد و در عین حال، پژواکِ اراده‌ی ملّتی استوار برای رهایی و...